عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
174
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
فراوانتر از آنچه در اثر لغزش پيشين از دست داده بود ، برايش به ارمغان آورد . ] چنانكه در كشتن اسبان با سليمان كرد ؛ [ كه سرانجام ] او را بر روى نسيم آرام و تندباد حمل نمود و از اسبان بىنيازش ساخت . [ اشاره است به آيات 31 تا 33 از سورهء « ص » كه مىفرمايد : « إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ » به ياد آر هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك و تيزرو را به او ( سليمان ) عرضه كردند ؛ گفت : من دوستى اين اسبان را بر ياد پروردگارم بگزيدم ؛ تا آفتاب در پردهء غروب پوشيده شد ، ( و سليمان به واسطهء سرگرم شدن با آن اسبان از نمازى كه هنگام عصر مىخواند ، بازماند ؛ و وقتى به خود آمد توبه كرد ، و درصدد جبران لغزش خود برآمد ، و گفت : ) آن اسبان را نزد من بازگردانيد . پس به بريدن ساقها و گردنشان آغاز كرد . « 1 » و عبارت « حمله على الريح الرخاء و العاصف » اشاره دارد به آيهء 36 از همان سوره كه مىفرمايد : « فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ » پس باد را مسخر او ساختيم تا به فرمانش حركت كند و به هرجا او مىخواهد برود . و آيهء 81 از سورهء انبياء كه مىفرمايد : « وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ » و تندباد را مسخر سليمان ساختيم ، كه به فرمان او به سوى سرزمينى كه آن را پربركت كرده بوديم جريان مىيافت ؛ و ما از همه چيز آگاه بودهايم . ] و [ همان گونه كه ] با موسى رفتار كرد ، آنگاه كه الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت [ و با عصبانيت به سوى خود كشيد . « 2 » ] و بر او عتاب نكرد ، آنچنانكه بر آدم و
--> ( 1 ) - بايد توجه داشت در بيان معناى آيات فوق ميان مفسّران دو نظر كاملا مختلف وجود دارد . يكى همان است كه در بالا بيان شد ، و استشهاد شيخ جليل به داستان سليمان عليه السّلام نيز براساس همين نظر است . اما طبق نظر ديگر ، ترجمهء آيات فوق بدين صورت است : « به ياد آر هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك و تيزرو را به او عرضه كردند ؛ گفت : من اين اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم ( و مىخواهم از آنها در راه جهاد استفاده كنم . او همچنان به آنها نگاه مىكرد ) تا از ديدگانش پنهان شدند . - ( آنها به قدرى جالب بودند كه سليمان گفت : ) بار ديگر آنها را نزد من بازگردانيد . و دست به ساقها و گردنهاى آنها كشيد ( و آنها را نوازش داد . ) ( 2 ) - ر . ك : اعراف / 115 .