عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
168
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
كه با هيچ گناه ديگرى همطراز نيست . ] و الدرجة الثالثة صحّة الاضطرار ، و الوقوع فى يد التقطّع « 1 » الوحدانى ، و الاحتباس فى قيد التجريد . و هذا فقر الصوفيّة . درجهء سوم ، صحت اضطرار است ؛ [ يعنى آنكه بنده اضطرار خود را مشاهده كند و ببيند كه هرچه بر او جارى مىشود حكم سابقهء ازل است . پس او را هيچ اختيارى نيست ؛ چرا كه نه فعلى براى اوست نه وصفى و نه وجودى . ] و واقع شدن در دست تقطّع [ - تلاشى و تفانى ] وحدانى ؛ [ چرا كه چيزى جز واحد جلّ جلاله باقى نمىماند ، و معناى آيهء شريفهء « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » « 2 » همه چيز فانى است جز وجه او ، تحقق مىيابد . ] و محبوس شدن در قيد تجريد « 3 » ؛ [ يعنى بقاى در حضرت احديت ، كه نه اسمى در آن است و نه رسمى و نه وصفى . و آن ، حضرت ذات است . ] و اين فقر صوفيه است . [ فقر صوفيه همان فناى در احديت جمع ذات است ، و اين همان فقرى است كه رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم دربارهاش فرموده است « الفقر سواد الوجه فى الدّارين . » « 4 » يعنى فناى صرف و عدم محض در دنيا و آخرت . و آن عبارت است از استهلاك در عين ذات . زيرا عدم همان سياهى و تاريكى است ، و وجود همان سفيدى و روشنايى است ، و مقامى برتر از اين مقام نيست . ] * * *
--> ( 1 ) - ك : المنقطع . ( 2 ) - 28 / 88 . ( 3 ) - مقيد گردن تجريد به « قيد » براى آن است كه اطلاق با تعدّد اسمايى و تكثر نسبى منافات دارد . ( 4 ) - اين روايت به صورت مرسل در غوالى اللئالى ، ج 10 ، ص 40 ، نقل شده است .