عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
148
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
گردد و سبحات وجه معشوق بر وى بتابد . ] و قواى استقامت و پايدارى او جمع شوند ؛ [ يعنى همهء همتهاى او همّ واحد گردد ، و قواى ظاهر و باطنش در استقامت به سوى حق با يكديگر همراه و همگام شوند و همه در سلك توجه به سوى حق و سير الى اللّه درآيند ، با يقين به دستيابى به مقصود . ] و الدرجة الثالثة معرفة علّة العزم ؛ ثمّ العزم على التخلّص من العزم ؛ ثمّ الخلاص من تكاليف ترك العزم . فإنّ العزائم لم تورث أربابها ميراثا أكرم من وقوفهم على علل العزائم . درجهء سوم ، شناخت عيب و نقص عزم است ، و سپس عزم بر رهايى از عزم ، و آنگاه خلاصى يافتن از تكاليف ترك عزم . و حقيقت آن است كه صاحبان عزم ، از عزمهاى خود ، ميراثى گرامىتر از وقوف و آگاهى از عيوب عزمها نبردهاند . [ توضيح اينكه : عزم و قصد ، هر دو ، از حسنات ابرار و اهل حجاب به شمار مىروند ، ولى براى مقربان جزء سيئات محسوب مىشوند . زيرا ابرار مقصد را دور مىبينند و مقربان آن را نزديك مىيابند . ابرار ، عزم را از خود مىبينند - و اين عيب است - اما مقربان ، آن را از خداى متعال مىبينند ، بلكه نفس عزم ، نزد مقربان ، عيب و منقصت است ؛ چه ايشان حق را در كنار خود مىبينند ، چنانكه خداى متعال مىفرمايد : « وَ هُوَ مَعَكُمْ » « 1 » پس چگونه عزم بر حركت به سوى او داشته باشند . و از اينرو عزم آنان بر اين است كه عزم را ترك كنند . و از طرفى ، چون ترك عزم ، اثبات نفس و نسبت دادن ترك به آن است و ايشان در صدد فانى شدن در حق هستند ، به دو عيب ديگر آگاهى مىيابند ، و عيب سومى كه همان ظهور به دعواى قرب و ديدن عيب ترك عزم است . اينجاست كه آنها از تكاليف عزم رها مىشوند ، و اين رهايى ديگر فعل خداست ، نه فعل آنها . و گرامىترين ميراث عزائم ، همان آگاهى و وقوف صاحبان عزم بر عيوب آن
--> ( 1 ) - 57 / 4 .