عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
137
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
من يجنى عليك ، سماحا لا كظما ، و براحا لا مصابرة . درجهء دوّم فتوت ، آن است كه به كسى كه تو را [ از خود ] دور ساخته ، نزديك شوى ؛ و كسى را كه تو را آزار رسانده ، اكرام كنى ؛ و از كسى كه بر تو ظلمى وارد ساخته ، عذرخواهى ، [ به اينكه بگويى : خداوند تو را بر من مسلّط ساخت و زمينهء آزار و اذيّت مرا به دست تو فراهم نمود تا تحمّل اين ستم ، كفارهء گناه من باشد . و اگر من گناه نكرده بودم ، خداوند تو را بر من چيره نمىساخت و تو را دچار اين زحمت نمىكرد . پس اين من هستم كه بر تو ستم كردم ! مرا ببخش و عذرم را بپذير ! و همهء اين امور را ] با طيب نفس [ و خشنودى كامل انجام دهى ، ] نه با فرو پوشاندن خشم [ و كظم غيظ ] ، و با گذشت [ از خطاى او و از روى محبت قلبى نسبت به او انجام دهى ] نه از روى صبر [ و شكيبايى . حاصل آنكه حال درونى تو با عمل ظاهريت مطابق باشد ، و اگر در ظاهر از خطاى او درمىگذرى در دل نيز كينهاى از او نداشته باشى ، بلكه دوستش بدارى و كاملا از او خشنود باشى . ] و الدرجة الثالثة أن لا تتعلّق فى المسير بدليل ، و لا تشوب إجابتك بعوض ، و لا تقف فى شهودك على رسم . و اعلم أنّ من أحوج عدوّه إلى شفاعة ، و لم يخجل من المعذرة إليه ، لم يشمّ رائحة الفتوّة . ثمّ فى علم الخصوص ، من طلب نور الحقيقة على قدم الاستدلال ، لم يحلّ له دعوى الفتوّة أبدا . درجهء سوّم ، آن است كه در سلوك [ الى اللّه ] به دليل [ عقل ] « 1 » تمسك نجويى ؛ [ چرا كه عقل ، انسان را از حجاب نجات نمىدهد و به مقام كشف و اصل نمىكند . ] و اجابت [ داعى حق را ] با [ مطالبهء ] عوض مشوب نسازى ؛ [ زيرا تو دعوت الهى را
--> ( 1 ) - شاهد بر اينكه مقصود از « دليل » ، عقل است ، و نه انسان كامل راهبر و كتاب و سنت ، كلام شيخ جليل در آخر اين باب است كه مىگويد : « من طلب نور الحقيقة على قدم الاستدلال لم يحلّ له دعوى الفتوة » در اين عبارت ، تصريح شده است كه مقصود ، استدلال عقلى است ، نه هر دليل و راهنمايى .