عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
128
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
بذل و بخشش آنچه مايهء جمعيت خاطر و حضور توست و از دست دادن آن ، موجب پراكنده خاطرى تو مىشود ، بايد اجتناب كنى . ] تحصيل اين مقام با سه امر مقدور مىگردد : نخست آنكه حقوق را بزرگ بدارى ، [ هم حقوق مردمان را و هم حقوق حقتعالى را ، به اينكه محبتت به حقتعالى آنقدر افزون گردد كه جايى براى توجه به غير در تو باقى نگذارد ؛ و با بذل هرچه خاطر تو را به خود مشغول مىسازد ، خود را رها سازى ، تا تنها به حق بپردازى ؛ چنانكه در حديث قدسى آمده است : « يا موسى فرّغ قلبك لى » دل خود را براى من فارغ و تهى ساز . ] و دوّم آنكه از بخل نفرتورزى [ و آن را سخت دشمن دارى . ] و سوّم آنكه در [ كسب ] خلقهاى كريمانه رغبت [ و ميل و شوق ] داشته باشى ، [ و خويهاى بزرگوارانه را دوست بدارى . ] و الدرجة الثانية إيثار رضى اللّه تعالى على رضى غيره ، و إن عظمت فيه المحن ، و ثقلت به المؤن ، و ضعفت عنه الطول و البدن . و يستطاع هذا بثلاثة أشياء : بطيب العود ، و حسن الإسلام ، و قوّة الصبر . درجهء دوّم ، آن است كه بنده ، [ خشنودى ] و رضاى حقتعالى را بر خشنودى غير او ، [ هركه باشد ] ، برگزيند و مقدّم دارد ؛ اگرچه [ در اثر اين ايثار ] سختىها و بلاها بزرگ گردد ، و بارها [ ى زندگى ] گران آيد ؛ و از آن ايثار ، [ توان ] تن او و افزون از توان او ، ضعيف گردد . [ يعنى رضاى حقتعالى را برگزيند ، حتى اگر سختيها و شدايد به جايى رسد كه قوه و توان او از تحمّل آن ضعيف و سست گردد . ] و اين با سه امر مقدور مىگردد : نخست طهارت اصل [ و ريشه و نسب است ] « 1 » ؛ دوّم نيكويى اسلام [ و تسليم محض بودن در برابر خداوند است ؛ زيرا اسلام مقتضى
--> ( 1 ) - در كلام شيخ « طيب العود » آمده است ، و مقصود از آن همان است كه ذكر شد . اين منظور در لسان العرب ( ج 3 ، ص 319 ، مادهء عود ) مىنويسد : « قال الليث العود كل خشبة دقّت ، و قيل : العود خشبة كل شجرة - دقّ او غلظ ، و قيل : هو ماجرى فيه الماء من الشجر . و « هو من عود صدق ، او سوء » على المثل ، كقولهم : من شجرة صالحة . »