عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
123
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
مىكند و آميزش با مردمان را نزدش ناخوشايند مىسازد . درجهء سوّم ، حيايى است كه از شهود حضرت نشأت مىگيرد . [ حضرت ، در اينجا مصدر مرّهء حضور است ، و مقصود از آن نخستين تجلى جناب فردانى اقدس است . ] و آن آميخته با هيبت [ و خضوع همراه با ترس و هراس ] است . [ زيرا هرگاه بنده اين مقام را شهود كند ، هيبت سراسر وجود او را فرامىگيرد ، و شكسته و شرمسار مىگردد . ] و هيچ تفرقهاى تاب ايستادن و مقاومت در برابر آن را ندارد ؛ [ مقصود از تفرقه آن است كه غير حق در ذهن بنده خطور كند . پس گويا اين حضرت بساط تفرقه را برمىچيند . ] و براى اين [ حضرت يا حيايى كه لازمهء اين حضرت است ] بر غايتى وقوف نيابد . [ زيرا اين حضرت تا بنده را به فناى محض نرساند ، ثابت نمىشود . و در اين صورت ، از سالك الى اللّه اثر و نشانى نخواهد ماند . پس اين حضرت غايتى ندارد ، كه نزد آن ثابت شود ، تا صاحب آن حضرت بر آن وقوف و آگاهى يابد . بلكه غايتش آن است كه شاهد در مشهود فانى گردد . چه ، اين حضرت آغاز كشفى است كه پديدار مىشود ، آنگاه مىآرمد ، و سپس بازمىگردد . ] باب پنجم : صدق [ - راستى ] قال اللّه عزّ و جلّ : « فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ . » الصدق اسم لحقيقة الشىء بعينه حصولا و وجودا . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و چون تصميم به جنگ گرفته شد [ و فرمان جهاد قطعى شد ] ، اگر با خدا صداقت ورزند [ و از در صدق و صفا درآيند ] برايشان بهتر است . »
--> القيامة ، و لو أنّ رجلا احبّ حجرا لحشره اللّه معه . . . . » در جامع صغير ( باب ميم ، ج 2 ، ص 16 ) روايت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به اين صورت نقل شده است : « من احبّ قوما حشره اللّه فى زمرتهم . » و آنچه در متن آمده است مطابق با نقل شرح عبد الرزّاق كاشانى است .