سعدى

50

بوستان ( فارسى )

براى جهان‌ديدگان كار كن * كه صيد آزمودست گرگ كهن 1070 مترس از جوانان شمشيرزن * حذر كن ز پيران بسيار فن جوانان پيل‌افكن شيرگير * ندانند دستان روباه پير خردمند باشد جهان‌ديده‌مرد * كه بسيار گرم آزمودست و سرد جوانان شايستهء بخت‌ور * ز گفتار پيران نپيچند سر گرت مملكت بايد آراسته * مده كار معظم بنوخاسته 1075 سپه را مكن پيشرو جز كسى * كه در جنگها بوده باشد بسى به خردان مفرماى كار درشت * كه سندان نشايد شكستن بمشت « 1 » رعيت‌نوازى و سرلشكرى * نه كاريست بازيچه و سرسرى نخواهى كه ضايع شود روزگار * به ناكارديده مفرماى كار نتابد سگ صيد روى از پلنگ * ز روبه رمد شير ناديده جنگ 1080 چو پرورده باشد پسر در شكار * نترسد « 2 » چو پيش آيدش كارزار بكشتى و نخجير و آماج و گوى * دلاور شود مرد پرخاشجوى بگرمابه پرورده و عيش « 3 » و ناز * برنجد « 4 » چو بيند در جنگ باز « 5 » دو مردش نشانند بر پشت زين * بود كش زند كودكى بر زمين * * * يكى را كه ديدى « 6 » تو در جنگ پشت * بكش گر « 7 » عدو در مصافش نكشت 1085 مخنث به از مرد شمشيرزن * كه روز وغا سر بتابد چو زن چه خوش گفت گرگين به فرزند خويش * چو قربان پيكار بربست و كيش اگر چون زنان جست خواهى گريز * مرو « 8 » آب مردان جنگى مريز سوارى كه در جنگ بنمود پشت * نه خود را كه نام‌آوران را بكشت شجاعت نيايد مگر ز آن دو يار * كه افتند در حلقهء كارزار 1090 دو همجنس همسفرهء همزبان * بكوشند در قلب هيجا بجان كه تنگ آيدش « * » رفتن از پيش تير * برادر بچنگال دشمن اسير چو بينى كه ياران نباشند يار * هزيمت ز ميدان غنيمت شمار

--> ( 1 ) . اين بيت و دو بيت پس از آن در بعضى از نسخ نيست . ( 2 ) . كنار / بترسد . ( 3 ) . خيش . ( 4 ) . بترسد . ( 5 ) . قوىقد و قامت كشيده دراز . ( 6 ) . بينى . ( 7 ) . چون . ( 8 ) . برو . ( * ) ننگ آيدش ( ؟ ) م .