احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

7

كنوز الحكمة ( فارسى )

باب اول در الهام ملهم اول با سر سخن آيم كه مىگويد : فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها « 1 » - بدين سوگندها ياد كرد كه : هيچ خير و شر ، و هيچ الهامى و وسواسى ، نخواهد بود مگر به قضا و مشيّت من كه خداوندم ؛ و لكن مرد مؤمن چنين بايد كه چندان جهد كند كه اگر وسواسى به دل وى درآيد ، كه او بنگرد و چندان بداند كه الهام ملهم است ، اگر وسواس شيطان اين كار اگر اين گفتار كردنى است يا ناكردنى ؛ زيرا كه اصل همه كارها بازين گردد . و اگر مرد مؤمن موحّد عارف را بيم وسواس شيطان نيستى ، او چندان تصرّف كندى در مملكت خداى تعالى ، كه هيچ‌كس را در خاطر و فهم نيايد . امّا اين وسواس شيطانى مرد عارف را فضلى تمام است از خداى عزّ و جلّ : همچنان داهول است كه مرد دهقان كشت كند در ميان بيابانى ، اگر در ميان كوهى ؛ آنگه داهول‌ها ، و مردم ، و رشته‌ها كند ، تا مرغ ، و نخچير ، و آهو ، و هر چيزى گرد آن نگردد ، تا كشت به صلاح بماند ، و هم مرغ ، و هم نخچير و آهو ، از زخم تير و بيم دام نجات يابند . و هيچ كارى نيست كه نه آن را ظاهرى و باطنى است ، و هيچ سخن نيست كه نه چنين است : چه اخبار ، و چه قرآن ، و چه امثال ، و چه حكمت حكما ، و چه علم علما - هريكى را ظاهرى و باطنى است - و آن جمله با كار دين كشد ؛ زيرا كه حق سبحانه و تعالى هرچه در وجود آورد ، همه طفيل دين ، و دين‌داران در وجود آورد . بر ظاهر اقتصار « 2 » نبايد كرد ، كه آنگاه از مغزها بىنصيب مانى ، و همه خداوندان مغز ( ها ) را نيز سودا گرفته گويى ؛ بهتر در كارها تأمّل كن !

--> ( 1 ) - در نسخهء « د » ترجمه پارسى اين آيت با قلمى متفاوت با قلم متن در حاشيه چنين نگاشته شده : پس فهماند او را بدكارى او و پرهيزگاريش را . ( 2 ) - در نسخه‌هاى د ، ت ، ج ، به خطا « اختصار » نوشته شده بود ، تصحيح شد .