احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 45

كنوز الحكمة ( فارسى )

جلوه‌هايى از نثر ادبى و نثر واعظانه و سنت مجلس‌گويى در كنوز الحكمة پيش از ورود به اين جلوه‌ها و نكته‌ها ، لازم به يادآورى است كه نثر شيخ جام از نمونه‌ها و يادگارهاى زيبا و مغتنم نثر مرسل فارسى - دوره‌ى غزنوى و سلجوقى - به شمار مىرود كه حلاوتى خاص و واعظانه دارد . مثلا ، اگر در نگاهى كلّى ، برخى ويژگىهاى نثر دوره‌ى غزنوى و سلجوقى را « اطناب » ، « تمثيل » ، « استشهاد به آيات و احاديث » و « حذف افعال به قرينه » مىدانيم ، نثر شيخ نيز - اگرچه سيمايى كلى از اين نوع نثر و ويژگىهاى آن دارد - اما « اطناب‌ها و تمثيل‌ها و استشهادها » در اين نثر با جلوه‌اى واعظانه ، متأثر از رسوم خطابه‌هاى منبرى و سنت مجلس‌گويى است و بيشتر جنبه‌ى تفسيرى دارد و تابع موضوعيت خاص است . همچنين ، كنوز الحكمة هرچند از جمله متون نثر به شمار مىرود ولى در حوزه‌ى تكوينى شعر فارسى داراى ارزش و استناد خاص است و آن اينكه شيخ جام از سر ارادت در اين كتاب به مناسبت موضوع ، غزلى مغتنم از شيخ ابو ذر بوزجانى نقل كرده است كه با توجه به جايگاه شيخ بوذر بوزجانى در حوزه‌ى ادب عرفانى و منزلت وى در اهتمام به « نخستين تجربه‌هاى شعر عرفانى در زبان پارسى » « 1 » يادگارى زيبا و ارجمند به شمار مىرود . اين غزل كه در پايان باب سوم اين كتاب ( ص 27 ) آمده است ، علاوه بر اينكه دليلى و سندى قابل توجه بر طلايه‌دارى شيخ بوذر به عنوان صاحب نخستين تجربه‌هاى شعر عرفانى در زبان فارسى است ، حتى نشان از آن دارد كه وى براى نخستين‌بار ، گونه‌ى شطح را نيز در زبان پارسى عرضه كرده است و مسلما بررسى و مطالعه‌ى اين ابيات آمده در كنوز الحكمة ، در مطالعه‌ى سير شعر شطح در زبان پارسى

--> ( 1 ) . عنوان مقاله‌اى از استاد شفيعى كدكنى ، ر ف : درخت معرفت ( جشن‌نامه دكتر زرين‌كوب ) ، صص 431 - 462 .