احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 41

كنوز الحكمة ( فارسى )

« در اين كنوز الحكمة درج‌هاى پرجواهر است و علم‌ها من لدنّى است و هركه از آن درجى سر بتواند گشاد . » ( ص 23 ) و شيخ شايد بدان دليل موضوعات گران‌سنگ و ساختار متنوع اين كتاب را به « درج‌هاى پرجواهر » تعبير نموده است كه اين كتاب از سويى تفسير عرفانى بعضى از آيات مصحف شريف است و از ديگرسو به بيان و شرح مباحث عميق و بنيادى اهل عرفان و حكمت پرداخته است . بنابراين ، كنوز الحكمة در برزخى از تفسيرها و دقايق حكمت و عرفان است و بيراه هم نيست كه شيخ مىنويسد : « هركه از آن درجى سر بتواند گشاد . » و نكته‌ى جالب در منش عرفانى و تعليمى شيخ نيز همين مسئله است كه - همچون بسيارى از پيران و صوفيان خراسان - مخاطب عام را در نظر داشته ، از رسيدگان و نارسيدگان . هر كس اندك بهره و علاقه‌اى به اين مباحث داشته باشد ، مىتواند از اين مفاهيم و بيان نيكو بهره‌ور و متنعم گردد . اما نكته‌ى درخور توجه در اين اثر شيخ ، آن است كه وى در مقدمه و آغاز كتاب براى خواننده شرايطى قائل مىشود تا خواننده‌ى علاقه‌مند مشروط به آن شرائط روى به مطالعه و بهره‌ورى از اين كتاب بپردازد . شايد اين شيوه در نظام خانقاهى عصر شيخ مرسوم بوده است كه براى مخاطب خود حدود معرفتى خاصى را تعريف مىكرده‌اند . تذكار اين شرائط كه در صفحات آغازين كتاب آمده ، عبارتند از : « اما اول بارى چنان بايد كه هركه اين كتاب خواهد نگريست ، پنج چيز را مقر باشد و بدين پنج ايمان دارد تا او از اين كتاب برخوردارى يابد . . . » ( صص 2 - 1 ) - « هركه خواهد تا از اين كتاب و اين ابواب و از اين فصول بهره گيرد ، چنان بايد كه نه از سر غفلت نگرد و خواند تا مقصود حاصل گردد . » ( ص 4 ) - « شرط اين كتاب آن است كه چون مىخوانى اشكالى باشد در آن تأمل كند و اگر نتواند از خداوند نظرى بر رسد تا زيان‌كار نباشد و فايده به وى رسد . » ( ص 4 ) شيخ جام بنا به رسم كتاب‌هاى ديگرش ، مطالب اين كتاب را نيز تبويب كرده است و در اين ترتيب ابواب و فصل‌بندى ، جانب‌دار فهم و حوصله‌ى خواننده بوده است ؛ چنان‌كه

--> مىدانيم سنايى خود هيچ‌يك از قصايد خويش را نام‌گذارى ننموده است . ( ر ف : تازيانه‌هاى سلوك ، 135 )