احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 30

كنوز الحكمة ( فارسى )

مثلا كاربرد تعبير « خداوندان خردها » و « خداوندان مغزها » به جاى اصطلاح « اولو الالباب » : - « بر ظاهر اقتصار نبايد كرد ، كه آنگاه از مغزها بىنصيب مانى و همهء خداوندان مغزها را نيز سودا گرفته گويى . » ( ص 8 ) - « خداوندان خردها آن كسانى باشند كه ايشان به جز از اين ظاهر كه مردمان دانند و آن بينند و دانند ، وراى آن چيزها بينند و دانند و از باطن آن خبر يابند و از آن خبر توانند دار . » ( ص 64 ) و همچنين تعابير و اصطلاحاتى بديع و زيبا همچون : - آدمىگرى : « و تو را فضولى و جبارى و حرص و آدمىگرى رنجه دارد . » ( ص 34 ) - انجمن روز مهين : « خود هيچ در نه‌انديشى كه فردا كه انجمن روز مهين باشد او از ما پرسد كه چه كردى و چرا كردى . » ( ص 35 ) - پس‌روى ( - پيروى ) : « او را معتقد و معظم دارى و سنت او را پس روى كنى . » ( ص 2 ) - دل‌مشغولىها : « و اين مشغولىها كه ما در پيش دل داريم . » ( ص 3 ) - رنجوردل : « سخت رنجه‌دل و ممتحن و متحير شدم از دراين‌باره . » ( ص 161 ) - سخن گشاده شدن ( - دريافتن ، فهميدن ) : « اگر بر ما از اين نوع سخن گشاده نشود ، بس عجب نباشد . » ( ص 3 ) - قدرمند : « آنچه قدرمند است به نزديك خداى عز و جلّ . . . » ( ص 34 ) - كوتاه‌ديدگى : « و اين همه گفت‌وگوى كه مىشد از كوتاه‌ديدگى ما مىافتد . » ( ص 98 ) - مهجوروار : « ايشان مهجوروار و متحير و دل پرداغ و خسته‌جگر از آن بيامدند نه بر مراد