احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 29

كنوز الحكمة ( فارسى )

- « مسلمانى به رسم مىباشد . » ( ص 92 ) - « آن روز كه تعبيهء بار ازل مىبستند و ايشان را برگ آمدن نبود . » ( ص 109 ) - « سلطانيان داغ سلطان بهتر شناسند . » ( ص 109 ) - « شريف‌ترين همهء چيزها ، علم است ؛ فقه شريف‌ترين علم‌هاست ؛ بلندترين همه كارها ايمان است ، بهترين همه قول‌ها ، قول شهادت است ؛ اصل همه علوم ، علم سر است . » ( ص 123 ) - « مؤمن گنهكار مخلص بر خداى عز و جلّ عزيزتر از صد هزار منافق بىاخلاص . . . يك شهادت به اخلاص پاى بر زبر بسيار علم بنهد . » ( ص 130 ) - « بىعلم مردم از ستور بازپس‌تر است . » ( ص 131 ) - « و هيچ مخلوقات نيست كه نه در وى چيزى است از تعبيهء ازل » ( ص 132 ) - « هرگز حق سبحانه و تعالى جهان را بىحق گوى بنگذارد و آن حق‌گوى ، نبى باشد اگر ( - يا ) ولى . » ( ص 134 ) - « جمله انبياء و رسل همه برادران‌اند . » ( ص 137 ) - « هرچه ما مىبينيم تعبيه‌اى دارد كه نه آن است كه ما بر ظاهر او مىبينيم . » ( ص 136 ) اين كتاب از منظر سخن‌آفرينى و گرايش شيخ به اصطلاحات بديع نيز درخور توجه است : اصطلاحاتى همچون : - انگشت بر چيزى نهادن ( صص 71 و 124 ) ، باد در دست بودن ( صص 3 و 16 و 113 ) ، به يك‌تاى نان باور نداشتن ( صص 27 و 30 ) ، بر سر كوى نيستى استادن ( ص 72 ) ، به صحرا افتادن ( آوازه ) ( ص 55 ) ، سر بر خط نهادن ( ص 74 ) ، علم به پاى كردن ( ص 99 ) ، علم به صحرا زدن ( ص 159 ) ، كار فرا كار رسيدن ( ص 112 ) و . . . اما بخشى ديگر از جاذبه‌هاى نثر شيخ جام مربوط است به واژه‌آفرينى و كاربرد تعابير زيبا و بديع . اين واژه‌ها و تعابير معمولا در حوزه‌ى ترجمه‌هاى شيخ از آيات و احاديث روى مىنمايد و با توجه به عصر و دوره‌ى شيخ ، مىتوان اين واژه‌ها و تعابير را يادگارهايى معدود از سره‌نويسى دوره‌هاى آغازين نثر فارسى - بخصوص در حوزه‌ى ترجمه - دانست .