احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 28
كنوز الحكمة ( فارسى )
- « اما اكنون آمديم به سر سخن تحقيق . » ( ص 78 ) - « آمديم به اول سخن . » ( ص 80 ) - « در ميانهء اين ، در اين سخن افتاديم تا با سر سخن و با سر آن شويم كه سخن از كجا خاسته است و عز اين درويش از كجا درآمده است . » ( ص 6 ) 5 . گزيدهگويى و سخنآفرينى پرهيز از ملال خاطر مخاطب و توجه به زيبايى كلام از ديگر ويژگىهاى سنت مجلس گويى شيخ جام است كه بر نثر اين كتاب نيز سايهفكن است . شيخ در چند مورد به ضرورت گزيدهگويى و پرهيز از تطويل كلام اشاره دارد . از جمله : - « و از اين بسيار است ، اگر به همه فروشوم دراز گردد و تاهاى كاغذ در اين شود . » ( ص 74 ) - « در شرح اين معانى تطويل بسيار باشد » - و شيخ پرهيز مىنمايد - ( ص 99 ) - « و اگر به تفصيل هريكى مشغول شوم تطويلها افتد ، اما حد هر چيزى در هر نوعى از علوم نگاه بايد داشت تا هم گوينده را و هم شنونده را از علم برخوردارى باشد . » ( ص 129 ) اما گاه اين ضرورت و رعايت حال مخاطب در برابر فيضان و خروش معانى و جوشش نكتههاى ارجمند شيخ نقض مىگردد و شيخ با عجزى حكيمانه مىنويسد : « اما هرچند كه مىكنم تا نگويم ، گفته مىآيد ! » ( ص 75 ) بارى ، اگر از منظر گزيدهگويى ، كتاب حاضر را مد نظر قرار دهيم ، جملات گرانسنگ بسيارى را خواهيم يافت كه شيخ يا معانى بلند و ارجمندى را در آنها « تعبيه » نموده است « 1 » و يا تركيب زيباى واژگان به جمله بافت و ساختارى گزيده و هنرمندانه داده است و نهايتا گاهى نيز جمله حلاوتى توأمان دارد . برخى از اين جملات گزيده عبارتند از : - « و اين سخت تازيانهاى است مر دوستان را » ( ص 28 ) ( تعبيرى براى اندرزهاى قرآنى و گونهاى ديگر از تازيانههاى سلوك ! ) - « هيچ نور ، نور معرفت را غلبه نتواند كرد » ( ص 46 ) - « هر نورى كه هست همه نتيجهء نور محمد مصطفى است » ( ص 46 )
--> ( 1 ) . اين عبارت را از اصطلاحات كليدى شيخ در اين كتاب وام گرفتهام .