احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 25

كنوز الحكمة ( فارسى )

جرم شما راست بهر آن را تا كسى از ايشان در مجلس شما نعره‌اى زند و يا سرى در شما فشاند ، شما مداهنت پيشه گرفتيد تا اين كار چنين بالا گرفت . خداى تعالى داند تا فساد اين تا كجا رسد ؟ اگر نه بازبشان هم طبع‌ايمى و هم شريك و همراه‌ايمى چرا فرا ايشان بنگوييمى ؟ ! » ( ص 159 ) 3 . خوداتهامى از ديگر شيوه‌هاى رايج و مهم - و قابل تأمل - در حوزه‌ى نثر واعظانه و خطابى شيخ جام ، مقوله‌ى « خوداتهامى » است . خوداتهامى اصطلاحا به شيوه‌اى اطلاق مىگردد كه گوينده - واعظ سخنور - براى تأثير بيشتر بر مخاطب ، خود را با وى همسان و همگن مىسازد و در آسيب‌ها و ناهنجارىهايى كه قصد انذار آن را دارد ، خود را شريك و متهم به آن ناروايىها مىسازد و از جايگاه يك واعظ منزه و بدون لغزش ( و آگاه به لغزش ديگران ) فاصله مىگيرد و همراه با مخاطب ، دردمندانه فرياد برمىآورد ! در اين كتاب نمونه‌هايى زيبا از خوداتهامى در زبان شيخ وجود دارد از جمله : - « فاما ، ما مردگانيم و مرده را از زخم چه خبر ؟ اگر ما زنده بوديمى ، از اين زخم كه بر ما آمدى تن و جان ما از اين زخم به درد آمدى ! اما ما خود نه از شمار زندگانيم و نه از شمار عاقلان ؛ زيرا كه عاقل به عقل كار كند و در انديشه و قياس از كارها برگيرد . » ( ص 28 ) - « پس اى نامردان كه ماييم ! اگر به قول خداى اقرار داريم كه : نحن قسمنا . . . راست است ، چرا كار خويش با كاردان نگذاريم تا او خود چنان‌كه مىبايد ساخت مىسازد و ما همه از اين رنج رسته باشيم ؟ » ( ص 31 ) - « اى كم‌عقلان كه ماييم ! اين همه نيكوداشت كه او ( - خداوند ) به‌جاى ما كند ، هيچ نيكويى بيش از اين نيست كه ما را نيكو مىدارد . » ( ص 43 ) اما نكته‌ى ظريف و قابل توجه اين است كه شيخ اين شيوه‌ى خوداتهامى را معمولا در پايان باب‌ها و انجام سخن به كار مىگيرد . ضرورت اين شيوه‌ى بيانى هم آشكار است كه شيخ ، باب را به انذار و نكات ارشادى و عرفانى مىپردازد و سرانجام - هنرمندانه - با فاصله‌گذارى از جايگاه واعظ عارف ، در رديف و سلك مخاطبان درمىآيد . به عنوان مثال ؛ - در پايان باب چهارم ( ص 28 ) :