احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 15

كنوز الحكمة ( فارسى )

جامعه‌ى عصر شيخ « اى برادران و عزيزان ما ! گوش فرا كار خود داريد كه نمىدانيد كه ما در چه روزگارى گرفتار آمده‌ايم ! اگر بازين قوم فراسازيم و اگر فرانسازيم خون هدر كرده باشيم و اگر ما را بنكشند ، بارى خوارتر از سگ دارند ! اينت عظيم‌كارى كه ما را پيش آمد ! » ( ص 121 - 120 ) اين كتاب از نظر توجه به مسائل اجتماعى - و اصطلاحا جامعه‌شناسى ادبى - عصر شيخ نيز مهم و باارزش است و نكته‌هاى ارجمند و زلالى كه از زبان اين عالم عارف و دل‌سوخته در لابلاى انذارها و نكته‌هاى تعليمى و اخلاقى رخ مىنمايد ما را با گوشه‌هايى قابل تأمل - و تا حدودى ناپيدا - از اوضاع اجتماعى خراسان بزرگ در نيمه‌ى آغازين قرن ششم بيشتر آشنا مىسازد . در بعضى از نكته‌ها و توصيفات كتاب به سيماى عصرى دهشتناك و آشوب‌زده برمىخوريم كه مردمانش غالبا منفعل و گرفتار ريايند و مشتى حرام‌جوى ظاهرفريب ، ميدان‌دارى مىنمايند . گوشه‌هايى از ناله‌هاى تلخ و دردمندانهء اين واعظ عارف و مجلس‌گوى را برمىشماريم : روزگارى غريب و جامعه‌اى تار و باطل و حرام‌گرا ؛ كه حتى جرعه‌آبى حلال هم به زحمت پيدا مىشود : « و چنين روزگار مىبيند كه آب از جوى به صد حيلت و حجّت حلال مىتوانند خورد از بس شبهات بسيار و هرگونه كه در ميان مسلمانان افتاده است . » ( ص 170 ) شيخ با توجه به نوع نگاه و مشرب فكرى و تفكّر جبرى و شريعت‌مدارانه‌ى خود ،