احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
89
كنوز الحكمة ( فارسى )
عذاب برگيرد ، و مفسدان ايشان را باصلاح آرد ، و مصلحان ايشان را در صلاح بيفزايد ؛ بركات قدم او و نظر او در جمله اسباب ايشان تأثير كند : چه در چهارپاى ، و چه در كودكان ايشان ، و چه در كشتزار ايشان ، در جمله اسباب ايشان اثر قدم او پيدا آيد . خداى عزّ و جلّ به بركات ايشان جهان مىدارد ؛ چنانكه در خبر مىآيد : يصرف بهم الفتن و الزّلازل اولئك أمان اللّه فى الأرض . حق سبحانه و تعالى را بندگاناند كه همه چون مردمان در روى زمين مىروند ؛ وقت باشد كه اگر از تو تايى نان خواهند او را بدان اجابت نكنى ! و ايشان عزيزترين خلق خداى باشند بر خداى ؛ چنان « 1 » كه خبر بدان ناطق است : قال رسول اللّه : أحبّ الخلق إلى اللّه الغرباء ؛ قيل : يا رسول اللّه ! و من الغرباء ؟ قال : الّذين ينزّهون أنفسهم عن الشّهوات ، الفارّون بدينهم ، يجمعون يوم القيمة إلى عيسى بن مريم . در خوارى قومى منگر ! كه در مسجد باشند ، و در مسجد جاى ايشان باشد ، كس بود كه آن به اختيار كنند ؛ زيرا كه در خبر مىآيد : المساجد بيوت المتّقين ؛ و من كانت المساجد بيته ، ضمن اللّه له بالرّوح و الرّاحة و الجواز على الصّراط . ترهّب ! أمّتى الجلوس فى المساجد . هرچه خداى عزّ و جلّ عزّ مؤمن در آن نهاده است بر چشم ( ما « 2 » ) خوار است ، و هرچه ذلّ و خوارى ما در آن است ، بر چشم و بر دل ما عزيز است . مهتر ( ص ) مىگويد : من سرّه أن يكون أقوى النّاس فليتوكّل على اللّه . و من سرّه أن يكون أكرم النّاس فليتّق اللّه ، و من سرّه أن يكون أغنى النّاس فليكن بما فى يد اللّه أوثق منه بما فى أيدى النّاس . اكنون مىنگر ! تا هيچكس را بدين سه چيز كه عزّ مؤمن در آن است - چه در اين جهان ، و چه در آن جهان - بدين هيچ رغبت هست ؟ و اغلب مؤمنان خود از اين نفرت دارند ! چه از « توكل » ، و چه از « بيم خداى عزّ و جلّ » . بر يك درم ، و اگر بر يك تا نان كه در دست هم چو خود خسيس مىبيند ، هزار خدمت و تواضع بكنند ، خود بوك چيزى به وى دهد يا نه ؟ ! با چنين سيرت ، و چنين همت ، و چنين توكل مىخواهند تا قدمگاه اولياى خداى عزّ و جلّ بينند ، و بدانند ! از آن است كه اين هر
--> ( 1 ) - در نسخهء « د » به هر دو صورت : « چنان كه » و « چنانچه » نوشته شده است . ( 2 ) - نسخهها فاقد آناند - به قرينه جمله بعد به متن افزوده شد .