الغزالي
75
كيمياى سعادت ( فارسى )
فرمود تا كافران را جواب دهد از هجاى ايشان . اما آنچه اندر وى دروغ بود يا هجاى مسلمانى باشد يا دروغى بود اندر مدح ، آن نشايد . اما آنچه بر سبيل تشبيه گويند - كه از صنعت شعر بود - اگر چه صورت دروغ بود حرام نباشد كه مقصود از آن نه آن بود كه آن اعتقاد كنند ، كه اينچنين شعر نيز به تازى پيش رسول ( ص ) خواندهاند . آفت هشتم مزاح است . و نهى كرده است رسول ( ص ) از مزاح كردن بر جمله . [ 1 ] و لكن اندكى از آنگاه مباح است و شرط نيكوخويى است ، به شرط آنكه به عادت و پيشه نگيرد و جز حق نگويد ، كه مزاح بسيار روزگار ضايع كند و خندهء بسيار آورد و خندهء بسيار دل سياه كند و نيز وقار و هيبت مرد ببرد و باشد كه نيز وحشت [ 2 ] خيزد از وى . رسول ( ص ) گفت : « من مزاح كنم ، و لكن جز حق نگويم . » و گفت : « كس باشد كه سخنى بگويد تا مردمان بخندند ، وى از درجهء خويش فروافتد بيش از آنكه از ثريا تا به زمين . » و هر چه خندهء بسيار آورد مذموم است ، و خنده بيش از تبسم نبايد . رسول ( ص ) گفت : « اگر آنچه من دانم شما بدانيد ، اندك خنديد و بسيار گرييد . » و يكى ديگر را گفت : « ندانستهاى كه لا بد به دوزخ گذر خواهد بود ؟ كه حق - تعالى - گفته است : وَ انْ مِنْكُمْ الّا واردُها كانَ عَلى ربِّكَ حَتْماً مَقْضيّاً « 1 » گفت : « دانستهام . » گفت : « دانى كه باز بيرون خواهى آمدن ؟ » گفت : « نه . » گفت : « پس خنده چيست و چه جاى خنده است ؟ » و عطاء سلمى ( رض ) چهل سال بنخنديد . وهيب بن الورد قومى را ديد كه روز عيد رمضان مىخنديدند . گفت : « اگر اين قوم را بيامرزيدند و روزهء ايشان قبول كردند ، اين [ 3 ] نه فعل شاكران است ، و اگر قبول نكردند ، اين [ 4 ] نه فعل خايفان است . » ابن عباس ( رض ) گفت : « هر كه گناه كند و همى
--> [ 1 ] به طور كلى ، اجمالا . [ 2 ] وحشت ، رميدگى . [ 3 ] خنديدن . [ 4 ] خنديدن . ( 1 ) ( قرآن ، 19 - 71 ) ، ص 17 .