الغزالي
61
كيمياى سعادت ( فارسى )
شهوت در دل اوفتد . » و به حقيقت واجب بود حذر كردن از نظر كردن اندر جامهء زنان و شنيدن [ 1 ] بوى خوش از ايشان و شنيدن آواز ايشان بلكه پيغام فرستادن و شنيدن [ 2 ] و به جايى گذشتن كه ممكن باشد كه ايشان تو را بينند ، اگر چه تو ايشان را نبينى ، كه هر كجا جمال باشد ، اين همه تخم شهوت و انديشهء بد اندر دل افكند . و زن را نيز از مرد با جمال حذر بايد كرد . و هر نظر كه به قصد بود حرام بود و هر نظر كه به شهوت بود - اگر همه [ 3 ] در جامه بود - حرام باشد . اما اگر چشم بىاختيار بيفتد ، بزه نبود ، و لكن دوم نظر حرام بود . رسول ( ص ) مىگويد : « اول نظر تو راست و دوم نظر بر تو است [ 4 ] . » و گفت : « هر كه عاشق شود و خويشتن نگاه دارد و پنهان دارد و از آن رنج بميرد ، شهيد بود . و خويشتن نگاه داشتن آن بود كه اول ، نظرتى [ 5 ] به اتفاق افتاده باشد ، و دوم ، چشم نگاه دارد و ننگرد و طلب نكند و آن عشق اندر دل پنهان همىدارد . و بدان كه هيچ تخم فساد چون نشستن زنان و مردان اندر مجلسها و مهمانيها و نظارهها نيست - چون ميان ايشان حجابى نباشد ، بدانكه زنان كه چادر و نقاب دارند كفايت نبود ، كه چون چادر سپيد دارند و در بستن نقاب تكلّف كنند [ 6 ] ، شهوت حركت كند . و باشد كه نيكوتر نمايد از آنكه روى باز كند . پس حرام است بر زنان به چادر سپيد و روىبند پاكيزه و به تكلّف اندر بسته بيرون شدن . و هر زن كه چنين كند عاصى است ، و شوهر و متعلّقان وى كه بدان راضى باشند ، همه در آن بزه شريك باشند . و هر شهوت و انديشه كه اندر دل مردان حركت كند و هر فساد كه از آن خيزد ، عهدهء آن اندر گردن كسى باشد كه بدان رضا داده بود .
--> [ 1 ] نسخه بدل : شنودن ، « شنيدن » به معنى استشمام كردن آمده است : بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن آشنا شنيد . - حافظ [ 2 ] پيغام شنيدن . [ 3 ] اگر هم فقط ، اگر چه تنها . . . [ 4 ] تو بدان مأخوذى ، بر گردن تو است . [ 5 ] نظرت ، نگاه . [ 6 ] تجمل و خودنمايى كنند .