الغزالي

27

كيمياى سعادت ( فارسى )

پيدا كردن پروردن و ادب كردن كودكان بدان كه كودك امانتى است در دست مادر و پدر ، و آن دل پاك وى چون گوهرى است نفيس ، و نقش‌پذير است چون موم و از همه نقشها خالى است ، چون زمينى پاك است كه هر تخم كه در وى افكنى برويد : اگر تخم خير افكنى به سعادت دين و دنيا برسد و مادر و پدر و استاد در آن ثواب شريك باشند ، و اگر بر خلاف اين باشد بدبخت شود و ايشان در هر چه بر وى رود شريك باشند . و حق - تعالى - مىگويد قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً [ 1 ] خود را و كودك خود را از آتش دوزخ نگاه داريد . و كودك را از آتش دوزخ نگاه داشتن اولىتر از آنكه از آتش دنيا . و نگاه داشتن وى بدان بود كه وى را به ادب دارد ، و اخلاق نيكو اندر وى آموزد ، و از قرين بد نگاه دارد - كه اصل همه فسادها از قرين بد خيزد - و وى را اندر تنعم و آراستن جامه خوى فرا نكند [ 2 ] كه آنگاه از آن صبر نتواند كرد و همه عمر اندر طلب وى ضايع باشد . بلكه بايد كه اندر ابتدا جهد آن كند تا زنى كه وى را شير دهد بصلاح و نيكوخوى و حلال‌خواره بود ، كه خوى بد از دايه سرايت كند ، و شير كه از حرام حاصل آيد پليد بود : چون گوشت و پوست كودك از آن رويد ، اندر طبع وى باز آن [ 3 ] مناسبتى پديدار آيد كه پس از بلوغ ظاهر شود . و چون زبان وى گشاده شود ، بايد كه اول سخن وى « اللّه » باشد ، و اين وى را تلقين همىكند . و چون چنان شود كه اندر بعضى چيزها شرم دارد ، اين بشارتى باشد و دليل آن بود كه پرتو نور عقل بر وى افتاده باشد . از شرم شحنه‌اى سازد كه وى را هر چه زشت باشد تشوير [ 4 ] همىدهد . و اول چيزى كه اندر وى پيدا آيد ، شره طعام بود : بايد كه آداب خوردن

--> [ 1 ] ( قرآن ، 66 - 6 ) . [ 2 ] ص 22 - ح 1 . [ 3 ] باز آن ، با آن . [ 4 ] تشوير دادن ، شرم زده كردن .