الغزالي

4

كيمياى سعادت ( فارسى )

و پرسيدند وى را ( ص ) كه « فاضل‌ترين اعمال چيست ؟ » گفت : « خوى نيكو . » و يكى رسول ( ص ) را گفت : « مرا وصيتى كن . » گفت : هر كجا باشى از حق - تعالى - بترس . » گفت : « ديگر . » گفت : « از پس هر بدى نيكويى بكن تا آن را محو كند . » گفت : « ديگر . » گفت : « مخالطت با خلق به خوى نيكو كن . » و گفت ( ص ) : « هر كه را خداى - تعالى - خوى نيكو و روى نيكو ارزانى داشت ، وى را خورش آتش نكند . » و رسول ( ص ) را گفتند : « فلان زن به روز روزه همىدارد ، و به شب نماز همىكند ، و ليكن بدخوى است و همسايگان را به زبان برنجاند . » گفت : « جاى وى دوزخ است . » و رسول ( ص ) گفت : « خوى بد ، طاعت را همچنان تباه كند كه سركه انگبين را . » و رسول ( ص ) اندر دعا گفتى : « بار خدايا ! خلق من نيكو آفريدى ، خلق من نيز نيكو گردان . » و گفتى ( ص ) : « بار خدايا ! تندرستى و عافيت و خوى نيكو ارزانى دار . » و پرسيدند رسول ( ص ) را كه « چه بهتر كه حق - تعالى - بنده را بدهد ؟ » گفت : « خلق نيكو . » و گفت ( ص ) كه « خوى نيكو گناه را همچنان نيست كند كه آفتاب يخ را . » و عبد الرّحمن سمره ( رض ) مىگويد : نزديك رسول ( ص ) بوديم ، گفت : « دوش چيزى بديدم عجب : مردى را ديدم از امّت خويش ، اندر زانو افتاده ، و ميان وى و ميان حق - تعالى - حجابى بود ، خوى نيكوى وى بيامد و حجاب برگرفت و وى را به حق - تعالى - رسانيد . » و گفت ( ص ) : « بنده به خوى نيكو درجهء كسى بيابد كه به روز روزه باشد ، و به شب نماز كند ، و درجات بزرگ اندر آخرت بيابد اگر چه ضعيف عبادت بود . » و نيكوخوترين خلق رسول ما بود ( ص ) ، و يك روز زنان در پيش وى