الغزالي
30
كيمياى سعادت ( فارسى )
دهد - بدانكه « اللّه اللّه » بر دوام مىگويد [ 1 ] به دل نه به زبان ، تا چنان شود كه از خويشتن بىخبر شود و از همه عالم و از هيچ چيز خبر ندارد مگر از خداى - تعالى ، چون چنين باشد ، اگر چه بيدار بود ، روزن دل گشاده شود و آنچه در خواب بينند ديگران ، وى در بيدارى بيند ، و ارواح فريشتگان در صورتهاى نيكو بر وى پديدار آيد ، و پيغامبران را ديدن گيرد و از ايشان فايدهها گيرد و مددها يابد ، و ملكوت زمين و آسمان به وى نمايند . و كسى را كه اين راه گشاده شود ، كارهاى عظيم بيند كه در حدّ وصف نيايد . و آنكه رسول ( ص ) گفت : زويت لي الأرض فاريت مشارقها و مغاربها [ 2 ] و آنكه حق - تعالى - گفت : وَ كَذلِكَ نُرِىَ إبراهيمَ ملكوتَ - السَّمواتِ و الأرضَ ، وَ لِيَكونَ مِنَ المُوقِنينَ [ 3 ] ، همه در اين حال بوده است ، بلكه همهء علوم انبيا از اين راه بود نه از راه حواس و تعليم . و بدايت همه مجاهدت بوده است . چنان كه حق - سبحانه و تعالى - گويد : وَ اذْكُرْ اسْمَ ربِّك و تَبَتَّلْ الَيْهِ تبتيلًا « 1 » ، يعنى از همهء چيزها گسسته گرد ، و همگى خود به وى ده ، و به تدبير دنيا مشغول مشو ، كه او خود كار تو راست كند ، رَبُّ المَشْرِقِ و المَغرِبِ ، لا الهَ إِلّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلًا [ 4 ] ، چون وى را به وكيل گرفتى ، تو فارغ گرد و با خلق مياميز ، و در ايشان مياويز ، وَ اصْبِر على ما يَقُولُونَ و اهْجُرْهُمْ هَجْراً جميلًا [ 5 ] . اين همه تعليم رياضت و مجاهدت است تا دل صافى شود از عداوت خلق و شهوت دنيا و مشغلهء محسوسات ، و راه صوفيان اين است ، و اين راه نبوّت است . اما علم حاصل كردن به طريق تعلّم راه علماست . و اين نيز بزرگ است ، و لكن مختصر است به اضافت با راه نبوت [ 6 ] و با علم انبيا و اوليا كه بىواسطه
--> [ 1 ] مىگويد ( به جاى « بگويد ، همىبگويد » ) . [ 2 ] زمين در نظر من فراهم آمد و شرق و غرب آن را ديدم . [ 3 ] ( قرآن ، 6 - 75 ) ، و همچنانكه هست بنموديم إبراهيم را ملكوت آسمانها و زمين ، و تا بود از بىگمانان . [ 4 ] ( قرآن ، 73 - 9 ) ، خداوند دو نيمهء جهان ، نيست خدايى جز او ، او را ميانجى گير ، و كارسازى بسنده . [ 5 ] ( قرآن ، 73 - 10 ) ، و شكيبايى كن بر آنچه مىگويند ، و جدا شو از ايشان ، جدا شدنى نيكو . [ 6 ] به اضافت با راه . . . ، در نسبت به راه . . . در مقايسه با راه . . . ( 1 ) ص 6 - ح 4 .