الغزالي

6

كيمياى سعادت ( فارسى )

و از رحمتهاى بزرگ ايزد - تعالى - يكى آن است كه صد و بيست و چهار هزار پيغامبر را به خلق فرستاد بدين كار ، تا نسخت اين كيميا در خلق آموزند ، و با ايشان بگويند كه جوهر دل را در بوتهء مجاهدت چون بايد نهاد و اخلاق ذميمه را - كه خبث و كدورت دل از اوست - از وى چون بايد زدود ، و اوصاف حميده را به وى چون بايد كشيد . و از بهر اين بود كه چنان كه به پادشاهى و پاكى خود تمدّح كرد ، به فرستادن انبيا - صلوات اللّه عليهم اجمعين [ 1 ] نيز تمدّح كرد و منت نهاد و گفت : يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما في السَّمواتِ وَ ما في الْارضِ المَلِكِ القُدُّوسِ العَزيزِ الحَكيم هُوَ الَّذى بَعَثَ في الامِّيّين رَسولًا مِنْهُمْ يَتلُو عَلَيهِم آياتِهِ و يُزَكّيهِم و يُعَلِّمُهُمُ الكتابَ و الحِكمَة و انْ كانُوا مِنْ قَبلُ لَفِى ضَلالٍ مُبين [ 2 ] . و يزكّيهم آن بود كه اخلاق ناپسنديده ، كه صفات بهايم است ، از ايشان پاك كند و يعلّمهم الكتاب و الحكمة آن است كه صفات ملايكه را لباس و خلعت ايشان گرداند . و مقصود از اين كيميا آن است كه از هر چه مى نبايد وى را [ 3 ] - و آن صفات نقص است - پاك و برهنه شود ، و به هر چه مىببايد - و آن صفات كمال است - آراسته شود . و سر جملهء اين كيميا آن است كه روى از دنيا بگرداند و به خداى - تعالى - آورد . چنان كه اول رسول را ( ص ) تعليم كرد و گفت : وَ اذكُرِ اسْمَ رَبِّكَ و تَبَتَّلْ اليهِ تَبْتيلًا [ 4 ] . و معنى تبتيل آن بود كه از همه چيزها گسسته گردد و همگى خود به دو [ 5 ] دهد . فذلك [ 6 ] اين كيميا اين است و تفصيل اين دراز است .

--> [ 1 ] درودهاى خداى بر همهء ايشان باد [ 2 ] ( قرآن ، 62 - 1 و 2 ) ، به پاكى مىستايد اللّه را هر چه در آسمان‌هاست و در زمين ، آن پادشاه پاك ، ستودهء بىعيب ، بىهمتا ، داناى راستكار راست دانش . اللّه اوست كه فرستاد در ميان ناخوانندگان و نادبيران ، فرستاده‌اى هم از ايشان . مىخواند سخنان خداوند خويش بر ايشان ، و ايشان را هنرى مىكند و پاك ، و در ايشان مىآموزد - قرآن و علم راست ، و نبودند از اين پيش ، مگر در گمراهى آشكارا . [ 3 ] مى نبايد وى را ، بايستهء او نيست . [ 4 ] ( قرآن 73 - 8 ) ، خداى خويش را ياد كن ، و روى از همه چيز بگردان ، و روى سوى خداى نه به عبادت كردن به اخلاص . [ 5 ] به دو ، به خداى . [ 6 ] فذلك ، خلاصه .