الغزالي
مقدمه 12
كيمياى سعادت ( فارسى )
شود ، احتمالا نوجوانى هيجده يا نوزدهساله بوده است . نخستين سفر ( احتمالا 468 ه ق 1075 م ) بىترديد نخستين سفر دانشجويى غزّالى سفرى است كه وى از طوس به جرجان رفته است ، اما اين سفر در چه سالى انجام شده و غزالى در آغاز اين سفر چندساله بوده است ، در مآخذ موجود روشن نيست . اگر فرض كنيم در هيجده يا نوزده سالگى راهى اين سفر شده ، و احتمالا مدت رفت و برگشت و دوران اقامتش در جرجان حدود دو سال بوده است ، اين حدس با حكايتى كه امام اسعد ميهنهاى از غزّالى روايت مىكند تا حدى هم آهنگ مىشود . امام اسعد مىگويد : از أبو حامد محمد غزّالى شنيدم كه مىگفت : « در راه بازگشت از جرجان دچار عيّاران راهزن شديم . عياران هر - چه را كه با خود داشتيم گرفتند . من براى پس گرفتن تعليقه ( جزوه ، يادداشت درسى ) هاى خود در پى عيّاران رفتم و اصرار ورزيدم . سردستهء عيّاران چون اصرار مرا ديد گفت : برگرد ، و گرنه كشته خواهى شد ، وى را گفتم : ترا به آن كسى كه از وى اميد ايمنى دارى سوگند مىدهم كه تنها همان انبان تعليقه را به من باز پس دهيد ؟ زيرا آنها چيزى نيست كه شما را به كار آيد ، عيّار پرسيد كه تعليقههاى تو چيست ؟ ، گفتم : در آن انبان يادداشتها و دست نوشتههايى است كه براى شنيدن و نوشتن و دانستنش رنج سفر و دشواريها بر خويشتن هموار كردهام . ، سردستهء عياران خندهاى كرد و گفت : چگونه به دانستن آنها ادعا مىكنى ، در حالى كه چون از تو گرفته شد دانايى خود را از دست دادى و بىدانش شدى ؟ ، آنگاه به يارانش اشارتى كرد ، و انبان مرا پس دادند . » غزّالى گويد : اين عيّار ، ملامتگرى بود كه خداوند وى را به سخن آورد