حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
35
الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
21 - حسن صيقل گفت : در محضر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ نشسته بودم ، كه غلام عجم خود را براى كارى نزد مردى فرستاد . غلام رفت و چون بازگشت حضرت از او جواب و نتيجه را جويا شد ، ولى غلام نمىتوانست مطلب و نتيجه را تفهيم كند تا جايى كه گمان كردم حضرت بر او غضب نمايد ، پس بر او نگاه تندى نمود و اظهار داشت : به خدا سوگند ! اگر گرفتگى زبان دارى ، گرفتگى قلب و انديشه كه ندارى . سپس افزود : حيا و پاكدامنى و گرفتگى در زبان است ، نه در قلب و ايمان ؛ و بد زبانى و بىشرمى ، پُروگرى و دريدگى از نشانههاى نفاق مىباشد . 22 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : روزى زن بد زبانى به رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در حالتى كه مشغول خوردن بود ، برخورد كرد و اظهار داشت : اى محمّد ! تو همانند غلامان مىنشينى و همانند ايشان غذا مىخورى ؟ ! حضرت فرمود : واى به حال تو ! كدام عبدى از من بندهتر است ؟ ! زن اظهار داشت : لقمهاى از غذايت را به من بدِه . حضرت لقمهاى از غذا به او داد ، زن گفت : نه ، به خدا سوگند ! مگر آن كه از همان لقمهء داخل دهانت به من بدهى . پس رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لقمهء داخل دهان خود را بيرون آورد و به او داد ؛ او هم لقمه را گرفت و خورد . امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : ديگر بد زبانى دچارش نگشت تا از دنيا رفت .
--> المحاسن : 2 / 457 ح 388 ، عنه البحار : 16 / 225 ح 21 ، و 66 / 420 ح 33 . الكافي : 6 / 271 ح 2 بإسناده عن الحسن الصيقل ، قال : سمعت أبا عبد اللّه عَلَيْهِ السَّلَامُ يقول . . . ، عنه وسائل الشيعة 24 / 255 ح 30477 ، و 25 / 218 ح 31730 . مكارم الأخلاق : 16 ( في تواضعه و حيائه ) ، عنه مستدرك الوسائل : 16 / 227 ح 19670 .