حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
137
الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
162 - زراره از يكى از دو امام ( باقر و صادق ) عليهما السلام روايت كند كه فرمود : امام سجّاد عَلَيْهِ السَّلَامُ با كنيز عمويش امام حسن مجتبى عَلَيْهِ السَّلَامُ ازدواج نمود و مادر خود را به ازدواج خادمش در آورد . چون اين خبر به عبد الملك رسيد نامهاى به حضرت نوشت : اى علىّ بن الحسين ! منزلت خود را در خويشانت و نزد مردم نمىشناسى ، كه با كنيزى ازدواج مىكنى و مادرت را به ازدواج خادمى درآوردهاى ؟ ! امام سجّاد عَلَيْهِ السَّلَامُ برايش نوشت : آنچه در نامهات بود فهميدم ، ولى رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ الگوى ما است ، كه دختر عمويش زينب را براى خادمش زيد تزويج نمود ؛ و كنيز خود ، صفيّه دختر حىّ بن اخطب را به ازدواج خود در آورد . 163 - امام باقر و صادق عليهما السلام فرمودند : ابوذر غفارى در محضر پيغمبر خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ شخصى را تحقير كرد و گفت : اى فرزند زن سياه پوست ! - و مادر او سياه پوست بود - ، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ به ابوذر فرمود : اى ابوذر ! او را به جهت مادرش تحقير و سر زنش مىكنى ؟ ! پس بعد از آن جريان ابوذر سر و صورت خود را مرتب آغشته به خاك مىكرد تا رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ از او راضى گشت . 164 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : مردى بيابان نشين بر پيغمبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وارد شد و گفت : اى رسول خدا ! با اين شترى كه دارى ، با من مسابقه مىدهى ؟ فرمود : بلى ، و با او مسابقه گذاشت و آن مرد برنده شد ، حضرت فرمود : شما شتر مرا بالا برديد و خدا خواست آن را پايين آورد تا متواضع شود . كوهها خواستند بر كشتى نوح عَلَيْهِ السَّلَامُ قدرت نمايى كنند و بلندتر باشند ، لكن كوه جودى كه تواضع بسيارى داشت ، خداوند كشتى نوح عَلَيْهِ السَّلَامُ را بر آن كوه فرود آورد .