حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
103
الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
باب ششم - حقوق همسايه 116 - عمرو فرزند عكرمه گويد : بر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ وارد شدم و اظهار داشتم : همسايهاى دارم كه مرا اذيّت و آزار مىرساند ، فرمود : بر او رحم و مهربانى كن . گفتم : خدا او را رحمت نكند ، پس حضرت روى خود را از من بر گرداند . دوست نداشتم كه حضرت را رها كنم ، گفتم : او كار خود را مىكند و مرا اذيّت مىنمايد . فرمود : فكر مىكنى كه اگر دشمنى و كينهاش را آشكار سازى ، آيا او را به عدالت حقّ دادهاى ؟ گفتم : بلى ، حقّش انجام گرفته است . فرمود : اين حالت از كسى است كه نسبت به مردم براى آنچه خداوند از فضل و رحمتش عطايشان كرده ، حسادت ورزد ، اگر نعمتى را بر شخصى ببيند و داراى اهل و خانوادهاش باشد ، بلاى خود را بر ايشان وارد مىنمايد ؛ و اگر خانواده نداشته باشد ، بر خادمش وارد مىكند ؛ و چنانچه خادمى نداشته باشد شب را بيدار ، و روز را در غم و اندوه مىگذراند . همانا شخصى از انصار نزد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ آمد و گفت : اى رسول خدا ! من خانهاى را در محلّه فلان قبيله خريدهام و نزديكترين همسايه من كسى است كه نه اميد خوبى دارم و نه از شرّش در امانم ، حضرت رسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ به علىّ عَلَيْهِ السَّلَامُ ، سلمان و ابوذر - و ديگرى كه نامش فراموش كرده و احتمالًا مقداد بود - دستور داد كه در مسجد با صداى بلند بگويند : ايمان ندارد كسى كه همسايهاش از شرّ و آزار او در امان نباشد . پس سه مرتبه اعلام كردند ، بعد از آن دستور داد كه اعلام كنند : هر خانهاى از هر سمت تا چهل خانه ، از همسايگان او مىباشد .
--> الكافي : 2 / 666 ح 1 مع اختلاف يسير ، عنه وسائل الشيعة : 12 / 121 ح 15824 . درر الأحاديث النبوية : 30 باختصار .