حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
131
المؤمن ( مومن كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
157 - از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ ( نقل شده است كه ) فرمود : همانا فرشتهاى از فرشتهها مرور كرد به مردى كه جلوى خانهاى ايستاده بود ، به او گفت : اى بندهء خدا ! براى چه جلوى درب اين خانه ايستادهاى ؟ پاسخ داد : برادرى در اين خانه دارم ، مىخواهم بر او سلام كنم . فرشته الهى گويد : آيا بين تو و او ارتباط خويشاوندى هست ؟ يا آن كه حاجت و مشكلى برايت پيش آمده است ؟ در پاسخ گويد : خير ، بين من و او خويشاوندى نيست ، حاجت و خواستهاى هم مرا به اينجا نكشانده است مگر برادرى اسلامى و احترام نسبت به آن ؛ و من پاىبندم كه به ديدار او آيم و براى رضاى خدا پروردگار جهانيان ، بر او سلام كنم . فرشته گويد : من مأمور خدا براى تو هستم ، خداوند تو را سلام مىرساند و مىگويد : همانا تو مرا نيّت كردهاى و به قصد من اينجا آمدهاى ، همانا بهشت را براى تو واجب نمودهام ؛ و تو را از غضب خود آزاد ؛ و از آتش در پناه خود قرار دادهام . 158 - از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ ( نقل شده است كه ) فرمود : هر مؤمنى كه مؤمنى را زيارت و ديدار نمايد در واقع خداى عزّ و جلّ را زيارت نموده است ؛ و هر مؤمنى كه عيادت و دلجويى از مؤمنى كند در رحمت خاصّى قرار گرفته است ، پس اگر ( كنارش ) بنشيند رحمت الهى بر او سايه افكند ؛ و چون باز گردد خداوند هفتاد هزار فرشته را موكّل نمايد تا برايش استغفار و طلب رحمت كنند و تا فرداى آن ساعت گويند : پاك گشتى و بهشت برايت پاكيزه و مهيّا گرديده ؛ و براى او خريفى از بهشت خواهد بود . راوى گفت : فدايت گردم ! خريف چيست و كجاست ؟ فرمود : گوشهاى در بهشت است كه ( مساحت آن ) به مقدار مسير چهل سال است كه بخواهد با مركب سوارى به پيمايد .