أبو نصر الفارابي ( مترجم : على اكبر جابرى مقدم )
19
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى )
وجود باشد ، در مواردى اتفاق مىافتد كه در آنها مبادى وجود از اول كار مخفى و نامعلوم بوده و مبادى تعليم در آن ، چيزهايى باشد كه وجود آنها غير از مبادى وجود بوده ، و متأخر از مبادى وجود باشد . در اين صورت تنها راه رسيدن به علم نسبت به مبادى وجود ، منحصر مىشود در آغاز كردن سير ، از مبادى تعليم . ملزم شدن به اين ترتيب ، ناچار به نتيجه منجر مىشود و بدين ترتيب نتيجهء به دست آمده ، مبدأ وجود اشيايى خواهد بود كه كنار يكديگر جمع شده و ترتيب يافتهاند . پس مبادى تعليم ، اسباب علم ما به مبادى تعليم و اسباب علم ما به مبادى وجود مىشوند و نتايجى كه از اينها به دست مىآيند مبادى و اسباب وجود امورى هستند كه مبادى تعليم به حساب آمده بودند . به همين شكل از علم نسبت به اشيايى كه نسبت به مبادى وجود تأخر دارند ، به يقين به اشيايى مىرسيم كه مبادى مقدمترى در وجود هستند ، آنگاه اگر مبدأ وجودى كه به اين روش به آن رسيديم ، مبدأ ديگرى داشت كه بالاتر از آن بود و دور تر از اولى بود ، آن را مقدمه قرار مىدهيم و از آن به سمت مبدأ آن مبدأ بالا مىرويم . سپس به همين ترتيب ، پيوسته پيش مىرويم تا به دورترين مبدائى كه در آن جنس مىيابيم برسيم . مبدأ ، حاوى مجهولات 8 . محال نيست وقتى به مبدأى مىرسيم كه وجود برخى اشيا از آن مبدأ براى ما معلوم مىشود در همانجا اشيايى نيز باشند كه