خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )

29

نهج البلاغة ( فارسى )

و نه دشمن را از شما مىترسانم . شما را چه شده ؟ دواى دردتان چيست ؟ و راه علاجتان كدام است ؟ دشمن هم مانند شماست . چرا سخن بدون عمل ؟ ! و غفلت بدون ورع ؟ ! و طمع در غير حق ؟ ! 30 - از سخنان آن حضرت است دربارهء قتل عثمان اگر به كشتن عثمان امر كرده بودم قاتلش بودم ، و اگر نهى كرده بودم يارش بودم . البته كسى كه او را يارى داد نمىتواند بگويد من از كسى كه او را يارى نداد بهترم . و آن كه او را يارى نداد نمىتواند بگويد آن كه ياريش كرد از من برتر است . من وضعش را در چند جمله براى شما خلاصه مىكنم : او به جور و اسراف حكومت راند ، و شما هم بيش از حد بيتابى كرديد . براى خدا دربارهء او كه جور و اسراف داشت ، و براى شما كه خارج از حد عمل كرديد حكم حقّى است . 31 - از سخنان آن حضرت است قبل از جنگ جمل به وقتى كه عبد اللّه بن عباس را نزد زبير فرستاد تا او را به اطاعت حضرت باز گرداند با طلحه ملاقات مكن ، زيرا او را همچون گاوى بينى كه شاخش را روى گوشش كج كرده ، بر مركب چموش سوار مىشود و مىگويد رام است . اما با زبير ديدار كن ، زيرا او را طبيعتى نرم است ، به او بگو : پسر دايىات مىگويد : در حجازم شناختى ، و در عراقم انكار كردى ! براى تو از بيعتى كه با من داشتى چه مانعى پيش آمده ؟ مىگويم : آن حضرت اولين كسى است كه اين جملهء « فما عدا ممّا بدا » از او شنيده شده . 32 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در نكوهش زمان خود اى مردم ، ما در روزگارى منحرف ، و زمانى غرق كفران در آمده‌ايم ، زمانى است كه نيكوكار ، بدكار شمرده مىشود ، و ستم پيشه بر طغيانش مىافزايد ، از آنچه دانيم سودى نبريم و از آنچه ندانيم نپرسيم ، از خطرات ترسى نداريم تا بر سرمان فرود آيد .