خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
18
نهج البلاغة ( فارسى )
ميان مردم به ناحق بر كرسى قضاوت مىنشيند ، تا بيان مسائلى را كه بر ديگران مشتبه شده به عهده گيرد ! چون با مسألهء مبهمى روبرو شود آراء بىفايده و بىپايهاش را به ميدان آورده ، قاطعانه حكم مىكند . از اين رو در برابر شبهات به مانند مگسى در تارهاى سست عنكبوت گرفتار است ، اين بىمايه نمىداند رأيش بر صواب است يا بر خطا ؟ اگر حكمى به صواب راند مىترسد بر خطا باشد ، و چون به خطا حكم كند اميدوار است كه راه صواب رفته باشد ! در امواج جهالتهايش گم شده . با ديدهء كور در تاريكىهاى نادانى راه پويد . هيچ امر مشتبهى را قاطعانه بر اساس دانش حل نمىكند . روايات را همچون كاهى كه بر باد مىرود مىپراكند . به خدا قسم اين بىخرد را نه در حل مسائلى كه بر او وارد مىشود مايهاى از دانش و علم است ، و نه شايستهء مسندى است كه به او واگذار شده ، در آنچه انكار كرده ، علمى را كه بر خلاف انكار او باشد گمان نمىبرد ، و رأيى بالاتر از رأى خود براى ديگرى نمىبيند . چون امرى بر او تاريك گردد بر آن سرپوش نهاد زيرا به نادانى خود واقف است . از داوريهاى ظالمانهاش خونهايى كه به قضاوت او ريخته شده ، و ميراثهاى به غارت رفته فريادها دارند . از اين طايفهاى كه نادان زندگى مىكنند ، و گمراه مىميرند به خداوند شكايت مىبرم . به نزد اين بىمايگان متاعى بىارزشتر از قرآن نيست آنگاه كه به شيوهء صحيح معنى شود ، و هيچ كالايى پر رونقتر و گرانبهاتر از قرآن نيست زمانى كه بر اساس هوا و هوس معنى شود ، و براى اينان چيزى زشتتر از معروف ، و مسألهاى زيباتر از منكر نيست . 18 - از سخنان آن حضرت است در نكوهش اختلاف علما در فتاوى در حكمى از احكام ، قضيهاى پيش يكى از ايشان مطرح مىگردد او به رأى خود حكم مىدهد ، سپس همان بر ديگرى ارائه مىشود او حكمى ديگر صادر مىنمايد ، آنگاه به نزد رهبرى مىروند كه مسند قضا را به آنان سپرده است او هم صحّت هر دو حكم را تصديق مىنمايد ! در حالى كه خدا و پيامبر و كتابشان يكى است . آيا خداوند آنان را به اختلاف دستور داده و آنان اطاعتش كردهاند ؟ يا آنان را از اختلاف نهى فرموده و آنان از نهى او سرپيچى نمودهاند ؟ يا خداوند دينى ناقص نازل نموده و از آنان براى كامل نمودنش يارى خواسته ؟