خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )

16

نهج البلاغة ( فارسى )

به خدايى كه او را به حق فرستاد ، هر آينه همه درهم ريخته مىشويد ، و هر آينه غربال مىگرديد و همچون محتواى ديگ جوشان در هم و بر هم گشته تا آنجا كه ذليل شما گرامى و بالا نشينتان پست شود . واپس مانده‌ها كه كوتاهى كردند پيش افتند ، و پيش افتاده‌هاى گذشته پس مانند . به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده ، و دروغى بر زبان نياورده‌ام ، و به اين اوضاع و چنين زمانى آگاهيم داده‌اند . گناه و تقوا بدانيد خطاها اسبان سركشند ، كه افسارگسيخته سواره‌هاى خود را به پيش مىبرند تا به جهنّم وارد كنند . آگاه باشيد كه تقوا مركب‌هاى راهوارند كه مهارشان به دست سواره‌هاى آنها سپرده شده ، در نتيجه آنان را وارد بهشت مىنمايند . اين وضع حق و باطل است ، كه هر يك را خريدارى است ، اگر باطل بسيار باشد ، از گذشته چنين بوده ، و اگر حق اندك باشد ، زياد شدنش را اميد هست . هر آينه اندك است ، جريانى كه از دست رفته ولى به جاى اصلى خود برگردد . مىگويم : در اين سخن كوتاه جايگاهى از زيبايى است كه از هر گونه توصيف بيرون است . بهره‌اى كه از شگفتى در اين كلام به انسان مىرسد بيش از درك حقايقى است كه در آن وجود دارد . در اين سخن علاوه بر آنچه گفتيم اضافاتى از فصاحت هست كه زبان از بيانش عاجز ، و انديشه از رسيدن به ژرفايش ناتوان است . اين گفتار مرا نمىفهمد مگر كسى كه عمرش را در صنعت فصاحت صرف كرده ، و انديشه‌اش به ريشه‌هاى آن نفوذ كرده باشد ، « و جز دانايان احدى قدرت تعقّل اين كلام را ندارد » . و از همين خطبه است : اقسام مردمان كسى كه بهشت و دوزخ را پيش رو دارد آسوده نيست . كوشاى با شتاب نجات يافت ،