خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )

مقدمه 31

نهج البلاغة ( فارسى )

از شخصيتى چون اوست ( عليه السّلام ) كه داراى منزلتى عظيم ، و فرمانى نافذ ، و حكومتى محيط بر همگان است ، ترديد نخواهد كرد كه اين سخن زاهدى است كه جز زهد برنامه‌اى ندارد ، و براى او غير سرگرمى به عبادت و بندگى شغلى نيست ، و كلام كسى است كه در گوشهء خانه‌اى تنها و دور از مردم ، يا در كنار كوهى جاى گرفته كه جز همهمهء خود را نمىشنود ، و غير خود را نمىبيند ، و باورش نمىشود كه اين سخن از انسانى است كه در ميدانهاى جنگ غوطه‌ور بوده ، و با شمشير كشيده ، گردن گردنكشان را از بدن جدا مىكرد ، و پهلوانان را به خاك مىانداخت ، و با شمشير خون چكان از كارزار باز مىگشت ، و با اين وصف او زاهدترين زاهدان و برگزيدهء ابدال و اولياء خداست . اين از فضائل شگفت‌انگيز و خصائص ظريف آن حضرت است كه با آن اضداد را در وجودش جمع كرده ، و صفات پراكنده را الفت و پيوند داده است ؛ و بسيار شده است كه دربارهء اين واقعيت با برادران سخن گويم ، و تعجب آنان را برانگيزم ، كه در حقيقت جاى عبرت و مقام فكرت است . و بسا كه در اين كتاب لفظى كه به دو صورت يا بيشتر روايت شده ديده مىشود ، عذرم در اين زمينه اين است كه در روايات مربوط به فرمايشات حضرت ، اختلاف شديدى وجود دارد ، بسا اتفاق افتاده كه كلامى از حضرت در روايتى آمده و به همان صورت در اينجا نقل شده ، پس از آن در روايتى به شكل ديگر ديده شده ، يا به علّت اينكه در روايت دوم لفظ يا جمله مفصّل‌تر بيان شده ، يا به سبب آنكه عبارت آن از عبارتى كه در روايت اول آمده نيكوتر و زيباتر است ، بنا بر اين اقتضا داشت كه آن سخن دوباره بيان شود تا هم تأييدى بر سخن انتخاب شدهء گذشته باشد ، و هم بر حفظ بهترين سخنان آن جناب غيرت ورزيده ، نگذارم چيزى از آن ناگفته بماند . و گاهى در دو جاى مختلف سخنى از امام انتخاب شده آن هم نه از باب عمد بلكه به خاطر طولانى شدن زمان از روى سهو و نسيان بوده ، با اين همه ادعاى احاطه به تمام سخنان امام را به نحوى كه هيچ سخنى از دست نرفته باشد ندارم ، بلكه بعيد نمىدانم كه آنچه را به دست نياورده‌ام بيش از آن باشد كه به دست آورده‌ام ، و سخنانى كه من آگاهى به آن دارم كمتر از آن باشد كه در اختيارم نيست ، با اين همه مرا وظيفه‌اى جز تلاش و كوشش براى جمع آورى اين سخنان نيست ، و بر خداوند است كه راه را به رويم باز كند ، و در اين زمينه مرا هدايت نمايد ان شاء اللّه . پس از آن نظرم بر اين شد كه نامش را « نهج البلاغه » بگذارم ، زيرا اين گنجينهء نفيس درهاى بلاغت را به روى بيننده باز مىكند ، و راه طلب آن را به او نزديك مىنمايد ، نياز دانشمند و دانشجو ، و مطلوب بليغ و زاهد در اين كتاب است . در اثناى اين كتاب سخنان اعجاب انگيزى در توحيد و عدل و تنزيه حق از شباهت به خلق مشاهده مىشود كه فرونشانندهء سوز هر تشنگى ، و شفاى هر بيمارى ، و پاك كنندهء زنگار هر شبهه‌اى است . توفيق و حفظ از خطا را از خدا مىخواهم ، و رهنمايى و يارى را از او درخواست مىكنم ، و از خطاى دل پيش از خطاى زبان و از لغزش سخن قبل از لغزش قدم به او پناه مىبرم ، و او مرا بس است و نيكو وكيلى است .