الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

83

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

كلام 125 سخنى است كه امام ( ع ) ايراد فرموده . ( 249 . ) در آن هنگام كه خوارج مسأله « حكميت » را انكار كردند ما افراد را حكم قرار نداديم ، تنها قرآن را به 72 ، 0 حكميت انتخاب كرديم . ولى اين قرآن خطوطى است كه در ميان جلد پنهان است ، با زبان سخن نمىگويد و نيازمند به ترجمان است و تنها انسانها مىتوانند از آن سخن بگويند . هنگامى كه آن قوم ما را دعوت كردند كه قرآن ميانمان حاكم باشد . ما گروهى نبوديم كه به كتاب خداوند سبحان پشت كرده باشيم . در حالى كه خداى بزرگ فرموده : « اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و رسولش ارجاع دهيد » « 1 » ارجاع دادن اختلاف به خدا اين است كه كتابش را حاكم قرار دهيم و ارجاع اختلافات به پيامبرش به اين است كه به سنتش متمسك گرديم ، هر گاه به راستى كتاب خدا به داورى طلبيده شود ، ما سزاوارترين مردم به آن هستيم ( و به حكم قرآن از همه شايسته‌تر براى خلافتيم ) و اگر سنت پيامبر حكم گردد ما سزاوارترين و برترين آنها به سنت او هستيم . ( بنا بر اين در هر حال حق با ما است ) . اما اين كه مىگوئيد : چرا ميان خود و آنها مدتى در تحكيم قرار داده‌ايد ؟ تنها براى اين بود كه بيخبران در جستجوى حقيقت بر آيند ، و آنها كه آگاهند به مشورت پردازند شايد خداوند در اين فاصله كار اين امت را اصلاح كند ، و راه تحقيق حق به روى آنها بسته نشود تا در جستجوى حق عجله نكنند و تسليم نخستين فكر گمراه كننده نگردند . برترين مردم در نظر خدا كسى است كه عمل به حق نزد او محبوبتر از باطل باشد گر چه حق از نفع او بكاهد ، و برايش مشكلاتى پيش آورد ، و باطل براى او منافعى فراهم سازد ، چرا حيران و سرگردانيد ! و چرا شك زده‌ايد و تسليم شيطان ؟ ! آماده شويد براى حركت به سوى گروهى كه از حق روى برگردانده آن را نمىبينند و به ظلم و جور تشويق شده و حاضر به پذيرفتن « عدالت » بجاى آن نيستند . . .

--> ( 1 ) سوره نساء 59