الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
632
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
2091 - جمع فلذة قطعه 2092 - دسته گل 2093 - نقشدار 2094 - پارچه منقوش 2095 - نقره مكلل مزين به جواهرات 2096 - به خود مىبالد 2097 - لباس - پيراهن بلند 2098 - دو رشته از جواهرات كه به صورت دو دائره درهم قرار دارد 2099 - فرياد كرد 2100 - صدا را به گريه بلند كرد 2101 - جمع احمش دقيق - نازك ظريف 2102 - متولد از دو مرغ هندى و فارسى 2103 - روئيد 2104 - منحرف بودن استخوان پائين ساق 2105 - ناخنك پشت پاى خروس 2106 - كاكل - موى بلند سر 2107 - نقشدار 2108 - محل قرار گرفتن گردن 2109 - گياهى كه با آن خضاب ميكنند 2110 - جلاء دادن 2111 - نوعى روسرى 2112 - بابونه 2113 - سفيد شديد 2114 - لمعان و درخشش دارد 2115 - نصيب - بهره 2116 - برترى گرفت 2117 - لمعان - درخشش 2118 - زيبائى و خرميش 2119 - جمع « ازهار » جمع « زهر » شكوفه و « مبثوثة » پراكنده 2120 - آن را پرورش نداده 2121 - حرارات - گرما 2122 - پرهايش مىريزد 2123 - پى در پى 2124 - مىريزد 2125 - طلائى 2126 - اعماق 2127 - عقول را متحير ساخته 2128 - آن را جلا داده 2129 - اركان بدن او را آفريد 2130 - مورچهء ريز 2131 - جمع « همج » پشهء ريز 2132 - وعده داد 2133 - مرگ 2134 - ناخوش داشت و بى اعتنائى كرد