الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
579
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
موارد ديگرى از شخص نامبرده و ديگران در تاريخ ثبت است كه به پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم اعتراض كرده و سخنش را رد نموده . كه مىتوانيد براى آگاهى از آن به كتاب « فصول المهمه » نوشته مرحوم سيد شرف الدين مراجعه فرمائيد . 3 - و لقد سالت نفسه فى كفى . بعضى از شارحان منظور از اين جمله را خونى مىدانند كه ساعت آخر از گلوى پيامبر ( ص ) آمده و على عليه السّلام آن را گرفته و بر صورت خود كشيده و بعضى ديگر همچون مرحوم خوئى آن را همان روح لطيف و نفس ناطقه قدسيه كه مبدأ فكر و آگاهى و هوش مىدانند كه به هنگام مفارقت از بدنش در دست على عليه السّلام قرار گرفته و آن را بر صورت خود كشيده است . ( ابن ابى الحديد ج 10 ص 183 و شرح خوئى ج 12 ص 241 ) ( 379 . ) مرحوم كلينى پيش از شريف رضى در كتاب « كافى » كلينى - كافى - ج 5 ص 36 در كتاب « جهاد » باب « ما كان يوحى امير المؤمنين ( ع ) به عند القتال » ج 5 ص 36 در كتاب « جهاد » باب « ما كان يوحى امير المؤمنين ( ع ) به عند القتال » آن را آورده است . ( 380 . ) مرحوم « كلينى » در كتاب اصول كافى كلينى - اصول كافى - ج 2 ص 338 ج 2 ص 338 مختصرتر از آنچه در اينجا است آن را آورده است . ( 381 . ) و اللّه ما معاوية بادهى منى . در اينجا مطالبى است كه آگاهى از آن لازم به نظر مىرسد . اول - آيا معاويه سياستمدارتر بود ؟ « ابن ابى الحديد » مىنويسد : بعضى خيال كردهاند معاويه از على ( ع ) سياستمدارتر بود ولى اين درست نيست ، زيرا سياستمدارانى همچون معاويه هرگز به هدف خود نخواهند رسيد مگر اين كه طبق نظريه خود و مقدماتى كه لازم مىبينند عمل كنند خواه موافق دين و