الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
577
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
او را يارى كند و انتقامش را بگيرد زيرا آيه مزبور به دنبال سخن در بارهء مهاجرانى است كه در راه خدا هجرت نمودهاند و مىگويد : « « ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » » ( 374 . ) فما بالك يا امير المؤمنين . گوينده مزبور از امام ( ع ) مىپرسد حال كه سخن رسا و بليغ تو نسبت به مستمع چنين مىكند چگونه خود كه از حقيقت امر آگاهترى به سر نوشت « همام » دچار نشدى ؟ ! امام ( ع ) در پاسخش فرموده كه هر اجلى وقت مشخص ، و سبب معينى دارد آن گاه او را نهى كرده كه بار ديگر ، چنين سخن نگويد زيرا اين سخن شيطان است . از اين پاسخ امام ( ع ) بر مىآيد كه شخص سائل مىخواسته ضمنا برساند كه آنچه تو به همام گفتهاى واقعيت ندارد و گرنه خود مىبايستى در همان راه به روى و امام ( ع ) با سخنى كه در جوابش گفته نه با صراحت ، ولى با اشاره مىخواسته به او بفهماند كه استعداد و قدرت من با استعداد همام فاصله بسيار دارد من با آگاهى از آن حقايق از پاى در نمىآيم اما همام و امثال او كه پيمانه روحى آنها كمتر است در برابر اطلاع از آنها قدرت مقاومت نخواهند داشت . ( 375 . ) « آمدى » در كتاب غرر الحكم 1 آمدى - غرر الحكم - ص 54 و 269 ص 54 و 269 فقراتى از آن را با كمى اختلاف و صاحب « الطراز » 1 - الطراز - ج 2 ص 308 ج 2 ص 308 آن را مختصرتر از آنچه در اينجا است و با اختلاف كمى آورده اين اختصار و اختلاف ( شايد ) دليل آن باشد كه مدركشان غير نهج البلاغه بوده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 69 ج 3 ص 69 ) ( 376 . ) همانطور كه در مدرك خطبه ( 191 ) گفتيم احتمال دارد اين خطبه و آنچه