الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
554
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 342 . ) و لم يكن فى القوم احرص عليه منه . « مدائنى » در كتاب « مقتل عثمان » آورده كه طلحه سه روز از دفن عثمان مانع گرديد و نيز نقل كرده كه « حكيم ابن حرام » و « جبير ابن مطعم » از على عليه السّلام بر دفن عثمان كمك خواستند ، اما طلحه عدهاى را بر سر راه گماشت كه اگر خواستند او را دفن كنند آنها را سنگباران كنند ، چند نفر از خاندان عثمان جنازه او را بيرون آوردند و مىخواستند وى را در كنار ديوارى كه به « حش كوكب » معروف بود به خاك بسپارند اما هنگامى كه به آنجا رسيدند بوسيله نفرات طلحه جنازه سنگباران شد ! و خواستند جنازه را بيرون اندازند ، امام ( ع ) كسى را فرستاد و پيام داد كه دست از اين كار بردارند و بگذارند او را دفن كنند لذا در همان جا دفنش نمودند . « طبرى » نيز مطلب را همينگونه نقل كرده ولى متذكر نشده كه اين كار را طلحه انجام داد و افزوده است كه پس از تسلط معاويه بر اوضاع دستور داد آن ديوار را خراب كردند تا حائل بين آن و قبرستان بقيع بر طرف شود سپس دستور داد مردم مردگان خود را در اطراف آن دفن كنند تا به قبرهاى مسلمانان متصل گردد ( زيرا در آنجا معمولا اموات غير مسلمانان دفن مىشد ) و « مدائنى » مىگويد : در تشييع جنازه عثمان جز مروان و پسرش و سه نفر از غلامانش كسى حاضر نشد صداى دخترش به گريه بلند بود ، اما افرادى كه « طلحه » آماده كرده بود شروع ، به سنك اندازى كردند و مىگفتند نعثل ، نعثل ! ( شرح ابن ابى الحديد ج 10 ص 6 و 7 ) اما عجيب اين است با اين كه طلحه با عثمان و جنازهاش چنين رفتار نمود در برابر امام ( ع ) براى اشتباه اندازى و مغلطه كارى مطالبه خون عثمان را مىنمايد !