الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
530
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
در اين دو كتاب آمده است كه سؤال كننده « ابن دودان » بوده و سؤال خود را با اين عبارت مطرح كرده است « و أنتم الاعلون نسبا و الاشدون نوطا برسول اللّه و فهما للكتاب » : « شما از نظر نسب و ارتباط به پيامبر ( ص ) از همه نزديكتر و در فهم قرآن از همه آگاهتريد » . ( 310 . ) يا اخا بنى اسد . . . و لك بعد ذمامة الصهر و حق المسألة : از اين عبارت بر مىآيد كه امام ( ع ) با سؤال كننده خويشاوندى سببى داشته است اما در اين كه منظور امام ( ع ) از اين خويشاوندى چيست ؟ روشن نيست « قطب راوندى » در شرح خود گفته است كه امام ( ع ) از طائفه « بنى اسد » همسرى انتخاب كرده بود ولى « ابن ابى الحديد » مىگويد منظور امام ( ع ) در اينجا « زينب بنت جحش » است كه همسر رسول خدا ( ص ) و از طائفه بنى اسد بوده است و آن گاه به قطب راوندى ايراد كرده كه وى متوجه اين واقعيت نبوده است ( ابن ابى الحديد جلد 9 ص 242 ) و در اين ميان « ابن ميثم » گفته است امكان دارد حضرت همسرى از بنى اسد داشته كه ما از آن بى اطلاعيم . ( شرح ابن ميثم جلد 3 صفحه 294 ) سخن « ابن ميثم » بعيد به نظر نمىرسد ، چرا كه امام ( ع ) در سخن خود صريحا مىگويد جنبهء دامادى و ازدواج در طائفه شما بايد مورد توجه قرار گيرد و اين مىرساند كه حضرت خود و يا يكى از فرزندانش از اين طائفه همسرى داشته كه ما از آن بيخبريم . ضمنا از تعبير به « و حق المسألة » بر مىآيد كه سؤال از هر كس باشد ، وسائل هر چه هم در رتبه پائين قرار داشته باشد ، ايجاد حقى به گردن طرف مىكند كه بايد پاسخ او را بدهد زيرا سؤال كننده اين اهليت براى طرف قائل شده كه سؤال خويش را با او در ميان گذارد ، لذا طرف مقابل اين وظيفه را پيدا مىكند كه احترام متقابل را با دادن پاسخ مراعات نمايد ، و اين از نكات جالب اخلاقى