الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
462
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 240 . ) اين خطبه از خطبههائى است كه بعضى اصرار دارند در صدور آن از على ( ع ) ترديد كنند زيرا مشتمل بر اخبار غيبى است و چنين مىپندارند كه امام ( ع ) از غيب آگاه نبوده است ، گر چه پاسخ اين سؤال را در آغاز جلد اول دادهايم ولى بايد اضافه كنيم كه مضمون اين خطبه و بعضى از قسمتهاى آن در سخنان عدهء زيادى كه قبل از مرحوم سيد رضى ره و يا بعد از او بودهاند نقل شده است از جمله : « ابن عبد ربه » در « عقد الفريد » ابن عبد ربه - عقد الفريد - جلد 6 صفحه 249 جلد 6 صفحه 249 و « مسعودى » در « مروج الذهب » مسعودى - مروج الذهب - جلد 3 صفحه 150 جلد 3 صفحه 150 مىباشند ( 241 . ) گفته شده است اين سخن قسمتى از خطبهاى است كه امام ( ع ) در كوفه براى تهييج اصحاب خود در جنگ با شاميان ايراد فرموده است ( مستدرك و مدارك نهج البلاغه - مستدرك و مدارك نهج البلاغه - ص 250 ص 250 ) و منظور از « غلام ثقيف » در اين خطبه « حجاج بن يوسف ثقفى » است . « ابن ابى الحديد » مىگويد : سيد رضى « وذحة » را به معنى « خنفساء » ( سوسك ) گرفته در حالى كه من اين معنى را در هيچكدام از كتب لغت نديدم ، و از هيچ استاد اديبى نشنيدم . لذا براى من روشن نيست كه شريف رضى آن را از كجا نقل كرده است . سپس اضافه مىكند شارحان نهج البلاغه در مورد جريان « وذحة » و حجاج تفسيرهائى ذكر كردهاند : 1 - سوسكى در سجاده حجاج مىگرديد ، حجاج آن را دور كرد ، ولى بازگشت ، بار ديگر آن را بيرون انداخت باز هم برگشت وى با دست آن را گرفت و پرتاب كرد « وذحة » دست حجاج را گزيد ، دست حجاج ورم نمود و به دنبال آن بيمارى مرموزى پيدا كرد كه سبب مرگ او شد .