الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
457
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
اين خطبه حتى قبل از سيد رضى ( ره ) و بعد از او در ميان دانشمندان به نام خطبهء « ديباج » مشهور بوده است ، اين خطبه را « ابن شعبه » در كتاب « تحف العقول » 1 ابن شعبه - تحف العقول - صفحه 104 صفحه 104 بدون ذكر سند نقل كرده و « صدوق » در كتاب « من لا يحضره الفقيه » 1 صدوق - من لا يحضره الفقيه - جلد 1 صفحه 131 جلد 1 صفحه 131 با سند به ضميمهء اضافاتى آن را آورده است . و در كتاب « علل الشرائع » 1 صدوق - علل الشرائع - باب « علل شرايع و اصول اسلام » در باب « علل شرايع و اصول اسلام » نيز با سند نقل شده . و « برقى » در كتاب « محاسن » 1 برقى - محاسن - صفحه 233 صفحه 233 آن را نقل كرده . و مرحوم « شيخ طوسى » در كتاب « امالى » 1 شيخ طوسى - امالى - جلد 1 صفحه 220 جلد 1 صفحه 220 قسمتى از آن را آورده است . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 238 جلد 2 صفحه 238 ) ( 235 . ) گروهى از علماء پيش از سيد رضى ره و بعد از او اين خطبه را از امير - مؤمنان ( ع ) نقل كردهاند كه ما نام عدهاى را ذيلا مىآوريم : 1 - « محمد بن عمران مرزبانى » در كتاب « المونق » 1 محمد بن عمران مرزبانى - المونق - 2 - « قاضى قضاعى » در كتاب « الدستور » 1 قاضى قضاعى - الدستور - صفحه 51 صفحه 51 . 3 - « ابن شعبه حرانى » در كتاب « التحف » 1 ابن شعبه حرانى - التحف - صفحه 127 صفحه 127 . 4 - « ابن طلحهء » شافعى در كتاب « المطالب » 1 ابن طلحه شافعى - المطالب - صفحه 144 صفحه 144 . 5 - « ابن اثير » در كتاب « النهاية » 1 ابن اثير - النهاية - مواد « ابد » در جلد 1 صفحه 18 و در « اجج » جلد 1 صفحه 25 و « جنن » جلد 1 صفحه 308 پارهاى از الفاظ پيچيدهء آن را در توضيح اين مواد « ابد » در جلد 1 صفحه 18 و در « اجج » جلد 1 صفحه 25 و « جنن » جلد 1 صفحه 308 . كه البته با آنچه سيد رضى ذكر كرده تفاوتى دارد . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - جلد 2 صفحه 244 جلد 2 صفحه 244 ) ابن ابى الحديد 2 ابن ابى الحديد - شرح ابن ابى الحديد - جلد 7 ص 236 در پايان شرح خطبه مىگويد : اين خطبه را استاد ما « ابو عثمان جاحظ » در كتاب « البيان و التبيين » 3 ابو عثمان جاحظ - البيان و التبيين - آورده ، و آن را به « قطرى ابن فجائة » نسبت داده است ولى مردم آن را از امير مؤمنان نقل مىكنند و من آن را در كتاب « المونق » 1 ابو عبد اللّه مرزبانى - المونق - نوشته « ابو عبد اللّه مرزبانى » ديدم كه از امير مؤمنان ( ع ) نقل كرده