الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
409
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
قرار دارى ! و در فراخناى فضل و رحمتش در حركتى ! اما او فضل خويش را از تو منع نكرده و پردهء گناهانت را ندريده است ، بلكه حتى يك چشم برهم زدن از دائرهء لطفش بيرون نبودهاى : يا در نعمتى قرار دارى كه به تو بخشيده ، يا در گناهى كه از آن پرده پوشى كرده ، و يا بلا و مصيبتى كه از تو بر طرف ساخته است ، بنگر اگر از در اطاعتش در مىآمدى ديگر چگونه بود ؟ سوگند به خدا اگر اين وضع بين دو نفر كه در نيرو و توان مساويند وجود داشت تو نخستين حاكمى بودى كه خود بر مذموميت اخلاق و بدى كردارت حكم مىكردى ! حقا بايد بگويم : دنيا مغرورت نساخته و اين تو هستى كه به آن مغرور شدهاى ! در حالى كه پندهاى فراوانى در آن مىيابى و تو را به عدل و انصاف دعوت كرده است ! دنيا به هشدارهائى كه در مورد ريختن بلا به جانت و كاستن از نيرو و قدرتت به تو مىدهد راستگوتر و وفادارتر است از اين كه به تو دروغ گويد و يا مغرورت سازد ، چه بسيار نصيحت كننده و پند دهندهاى است كه نزد تو متهم است و چه بسيار راستگويانى در مورد دنيا كه تو آنها را دروغگو مىشمارى ! اگر دنيا را از روى شهرهاى ويران شده و خانههاى درهم فرو ريخته بشناسى ، آن را يادآورى كنندهاى دلسوز و واعظى گويا همچون دوستى مهربان كه در رسيدن اندوه به تو بخل مىورزد خواهى يافت . ( دنيا ) چه خوب سرائى است اما براى آنها كه آن را خانه هميشگى ندانند ، و چه خوب محلى است براى كسى كه آن را وطن بر نگزيند ، سعادتمندان به وسيله دنيا ، در قيامت كسانى هستند كه امروز از زرق و برق آن فرار مىكنند . هنگامى كه نفخهء صور بدمد ، و قيامت آشكار گردد و اهل هر معبدى به آن ملحق ، و بندگان هر معبودى به او بپيوندند ، و مطيعان به مطاع خود برسند ، در آن هنگام نه چشمى بر خلاف حق و عدالت در هوا گشوده ، و نه قدمى آهسته در زمين جز به حق برداشته شود . و در آن روز چه دليلهائى كه ابطال نمىگردد و چه عذرهائى كه قطع نمىشود ؟ !