الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
407
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كلام - 223 از سخنان امام عليه السلام اين سخن را به هنگام تلاوت اين آيه فرموده : « « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ » » « 1 » ( اين آيه ) كوبندهترين دليل در برابر شنونده ، و قطع كنندهترين عذر شخص مغرور است ! همو كه جهالت و نادانيش او را خوشحال ساخته ( مىفرمايد ) : اى انسان ! چه چيز تو را بر گناه جرئت داده ؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته ؟ و چه چيز تو را بر هلاكت خويشتن علاقمند نموده است ؟ مگر اين بيمارى تو بهبودى نمىباد ؟ و يا اين خوابت بيدارى ندارد ؟ چرا همان گونه كه به ديگرى رحم ميكنى ، به خود رحم نمىكنى ؟ تو كه هر گاه كسى را در دل آفتاب سوزان بيابى ، بر او سايه مىافكنى ، و هر گاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته از روى رحم بر او مىگريى ، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت شكيبائى بخشيده ؟ و بر اين مصائبت صبور ساخته ؟ و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده ؟ در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست ، و چگونه ترس از فرود آمدن بلا ، شب هنگام تو را بيدار نكرده ؟ با اين كه در درون معصيت و گناه غوطهورى و در زير سلطه و قدرت خداوند قرار دارى ! بيا اين « بيمارى دورى از خدا » را با داروى تصميم و عزم راسخ مداوا كن ! و اين خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته با بيدارى بر طرف ساز ! بيا مطيع خداوند شو و به ياد او انس گير ! خوب تصور كن كه به هنگام روى گردانيدنت از خدا ، او با دادن نعمت به تو روى مىآورد ، به عفو و بخشش خويش دعوتت مىكند و تو را در زير پوشش فضل و بركات خود قرار مىدهد . اما در عين حال تو همچنان به او پشت كرده و به ديگرى روى مىآورى ! بلند مرتبه باد خداوندى كه با اين قدرت عظيم كريم است ! و اما تو با اين ضعف و حقارت چه بر معصيت او جرأت ورزيدهاى ، در صورتى كه تو در كنف نعمتش
--> ( 1 ) - انفطار - 6