الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

399

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

ولى اگر آثارشان محو شده ، و اخبارشان منقطع گشته ، چشمهاى عبرت‌گير ، آنها را مىنگرد ، و گوش دل اخبار آنان را مىشنود و با غير زبان خود حرف مىزنند و مىگويند : چهره‌هاى خرم و زيبا پژمرده شده و در حالت عبوسى فرو رفته ، و اجسام و بدنهائى كه در ناز و نعمت پرورش يافته بود ، از هم متلاشى گرديده است ، بر اندام خويش لباس كهنگى پوشيده‌ايم ، و تنگى قبر ما را سخت در فشار قرار داده ، وحشت و ترس را از يكديگر به ارث مىبريم و خانه‌هاى خاموش ( قبر ) بر ما فرو ريخته ، زيباييهاى اجساد ما را محو كرده و نشانه‌هاى شناسائى چهرهاى ما را دگرگون ساخته ، اقامت ما در اين خانه‌هاى وحشت‌زا طولانى شده ، نه از اين مشكلات فرجى يافته‌ايم ، و نه از تنگى ( قبر ) گشايشى . اگر آنها را در نظر خود مجسم كنيد و يا پرده‌ها كنار رود آنان را ببينيد ، در حالى كه گوشهاى آنان را حشرات خورده و كر شده‌اند : چشمهايشان به جاى سرمه پر از خاك گرديده و فرو رفته‌اند ، و زبانهائى كه با سرعت و فصاحت سخن مىگفتند قطعه قطعه گرديده - اند قلبها در سينه‌ها پس از بيدارى به خاموشى گرائيده ، و در هر يك از اعضاى آنان پوسيدگى تازه‌اى آشكار گشته و آنها را زشت ساخته ، و راه آفات به سوى اجسامشان به آسانى گشوده شده است ، همه تسليمند ، نه دستى براى دفاع دارند و نه قلبى كه با آن جزع كنند . ( آرى ) هنگامى كه اينان را در نظر مجسم سازى قلبهاى پر غم و چشمانى پر خاشاك را مىبينى كه از هر نظر بيچاره‌اند همان بيچارگى كه از آنها دور نمىشود ، و شدت و اضطرابى كه جلا و روشنى را ندارد ، چقدر زمين اجساد عزيزان خوش سيما را كه در دنيا با غذاهاى لذيذ و رنگين پرورش يافتند ، و در آغوش ناز و نعمت بزرك شدند به كام خود فرو برده ، همانها كه مىخواستند با سرور و خوشحالى غمها را از دل بزدايند و به هنگام مصيبت براى از بين نرفتن طراوت زندگى . . .