الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
389
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و ( بدانيد ) از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنها فريفته تفاخر گشته و كارشان شكل برترى جوئى به خود گرفته ، من از اين ناراحتم كه حتى در ذهن شما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم ، و از شنيدن آن لذت مىبرم . من - به حمد اللّه - چنين نيستم و اگر ( فرضا ) دوست هم مىداشتم ، بخاطر خضوع در برابر ذات پر عظمت و كبريائى خدا - كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتر است - ، آن را ترك گفتم . گاهى هست كه مردم ستودن افراد را بخاطر مجاهدهها و تلاشهايشان لازم مىشمرند ( و اين براى مردم بىعيب است اما من از شما مىخواهم ) مرا با سخنان جالب خود نستائيد ( و اين كه مىبينيد در راه اجراى فرمان خداوند تلاش مىكنم ) براى اين است كه : مىخواهم خود را از مسئوليت حقوقى كه بر گردنم هست خارج سازم : حقوقى كه خداوند و شما بر گردنم داريد و هنوز كاملا از انجام آنها فراغت نيافتهام ، و واجباتى كه به جاى نياورده ، و بايد به مرحله اجراء گذارم بنا بر اين آن گونه كه با زمامداران ستمگر سخن مىگوئيد با من سخن مگوئيد ، و آن چنان كه در پيشگاه حكام خشمگين و جبار خود را جمع و جور مىكنيد ، در حضور من نباشيد و به طور تصنعى ( و منافقانه ) با من رفتار منمائيد ، و هرگز گمان مبريد در مورد حقى كه به من پيشنهاد كردهايد كندى ورزم ( يا ناراحت شوم ) و نه اين كه خيال كنيد مى در پى بزرك ساختن خويشتنم ، زيرا كسى كه شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش مشكل باشد عمل به آن براى وى مشكلتر است ! با توجه به اين ، از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز ، خوددارى مكنيد زيرا من ( شخصا به عنوان يك انسان ) خويشتن را ما فوق آنكه اشتباه كنم نمىدانم 402 و از آن در كارهايم ايمن نيستم ، مگر اين كه خداوند مرا حفظ كند . من و شما بندگان و مملوك خداوندى هستيم كه جز او خدائى نيست ، او آن چنان در وجود ما تصرف دارد كه ما بدانگونه قدرت تصرف در خويش را نداريم خداوند ما را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگارى آورد ، به جاى ضلالت هدايت بخشيد و پس از نابينائى و كوردلى بصيرت و بينائى عطا كرد .