الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

363

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و بر شما ستم روا داشته‌ام ؟ و يا كدام شكايت و حقى بوده كه يكى از مسلمانان پيش من آورده و من در برابر ( گرفتن و رسيدگى به آن ) ضعف نشان داده‌ام ؟ و يا كدام ( حق و يا فرمان الهى بوده ) كه به آن جاهل و يا راه آن را اشتباه پيموده‌ام ؟ به خدا سوگند ! من به خلافت رغبتى نداشتم ، و به ولايت و زمامدارى شما علاقه‌اى نشان نمىدادم . و اين شما بوديد كه مرا به آن دعوت كرديد و آن را به من تحميل نموديد . و آن گاه كه حكومت و زمامدارى به من رسيد من در كتاب خدا نظر انداختم ، هر دستورى كه داده و هر امرى كه فرموده بود متابعت كردم . به سنت و روش پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم توجه نموده ، به آن اقتدا نمودم ، لذا هيچ نيازى به حكم و رأى شما و ديگران پيدا نكردم . هنوز حكمى پيش نيامده كه آن را ندانم و نياز به مشورت شما و برادران مسلمان خود پيدا كنم . اگر چنين پيشامدى مىشد از شما و ديگران روى گردان نبودم ! . و اما ( اعتراض ) شما در مورد اين كه ( چرا بين شما و سائر مسلمانان ) به تساوى رفتار كرده‌ام اين حكمى نبوده كه من به رأى خود صادر كرده و بر طبق خواسته دلم انجام داده باشم ، بلكه من و شما مىدانيم كه اين همان دستور العملى است كه پيامبر ( ص ) آورده و انجام داده است . و در آنچه خداوند سهم بندى آن را مشخص نموده و فرمان آن را صادر كرده ، به شما نيازى نداشتم . پس به خدا سوگند نه شما و نه ديگرى نمىتواند . به من اعتراضى داشته باشد . خداوند قلبهاى ما و شما را به سوى حق متوجه سازد و شكيبائى و استقامت ( تحمل حق ) را به ما الهام نمايد ! سپس امام ( ع ) فرمود : خداى رحمت كند آن كس كه هر گاه حقى را ببيند اعانت كند و يا اگر ستمى را مشاهده نمايد آن را از بين ببرد ، به يارى صاحب حق برخيزد و بر ضد ستمگر قيام نمايد !