الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
321
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
خانهاى كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت ، تنها خانه آن حضرت بود كه او و خديجه ، و من نفر سوم آنها ، اسلام را پذيرفته بوديم ، من نور وحى و رسالت را مىديدم و نسيم نبوت را استشمام مىكردم . من به هنگام نزول وحى بر محمد ( ص ) صداى نالهء شيطان را شنيدم ! از رسول خدا ( ص ) پرسيدم : اين ناله چيست ؟ فرمود : « اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده . تو آنچه را كه من مىشنوم ، مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم مىبينى ! تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى ، بلكه وزير منى و بر طريق و جاده خير قرار دارى 371 من همراه او بودم ، هنگامى كه سران قريش نزد وى آمدند ، گفتند : اى محمد ( ص ) ! تو ادعاى بزرگى كردهاى ، ادعائى كه هيچكدام از پدران و خاندانت چنين ادعائى نكردهاند ، ما از تو يك معجزه مىخواهيم اگر پاسخ مثبت دهى و آن را به انجام برسانى مىدانيم كه تو نبى و پيامبر هستى ، و اگر انجام ندهى بر ما روشن مىشود كه ساحر و دروغگوئى » پيامبر ( ص ) پرسيد : « خواسته شما چيست ؟ » گفتند : « اين درخت را صدا بزنى كه از ريشه بر آمده جلو آيد و پيش رويت بايستد ! ! فرمود : « خداوند بر همه چيز توانا است ، اگر خداوند اين عمل را انجام دهد آيا ايمان مىآوريد ؟ و به حق گواهى مىدهيد ؟ گفتند « بلى » فرمود « به زودى آنچه را مىخواهيد به شما ارائه خواهم داد و مىدانم كه شما به سوى خير و نيكى باز نخواهيد گشت ، و در ميان شما كسى قرار دارد كه در درون چاه ( بدر ) افكنده خواهد شد ، و نيز كسى است كه ( نبرد ) احزاب را به راه خواهد انداخت ! سپس صدا زد : « اى درخت ! اگر به خدا و روز واپسين ايمان دارى و مىدانى كه من پيامبر خدا هستم از ريشه از زمين بيرون آى و نزد من آى و به فرمان خداوند پيش روى من بايست » ! سوگند به كسى كه او را به حق مبعوث ساخت درخت با ريشههاش