الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

315

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

پناهنده شوند ، و نه سايه الفت و اتحادى كه به عزت و شوكتش تكيه نمايند . اوضاع آنها متشتت ، قدرتها پراكنده ، و جمعيت انبوهشان متفرق بود ، در بلائى شديد ، و در ميان جهالتى متراكم فرو رفته بودند ، دختران را زنده به گور ، بتها را مورد پرستش قرار مىدادند و قطع رحم و غارتهاى پى در پى در ميان آنان رواج داشت . نعمت وجود پيامبر اسلام ( ص ) اما به نعمتهاى بزرگى كه خداوند به هنگام بعثت پيامبر اسلام به آنان ارزانى داشت بنگريد كه اطاعت آنان را با آئين خود پيوند داد ، و با دعوتش آنها را متحد ساخت ، ( بنگريد ) چگونه نعمت ، پر و بال كرامت خود را بر آنها گسترد ، و نهرهاى مواهب خود را به سوى آنان جارى نمود ، و آئين حق با تمام بركاتش آنها را در بر گرفت ، در ميان نعمتها غرق گشتند و در دل يك زندگانى خرم شادمان شدند ، امور آنان در سايهء قدرت كامل استوار گرديد و در سايه عزتى پيروز قرار گرفتند ، و حكومتى ثابت و پايدار نصيبشان گرديد ، پس آنان حاكم و زمامدار جهانيان شدند و سلاطين روى زمين گشتند ، و مالك و فرمانفرماى كسانى شدند كه قبلا بر آنها حكومت مىكردند ، و قوانين و احكام را در باره كسانى به اجراء گذاردند كه قبلا در باره خودشان اجراء مىنمودند ، كسى قدرت درهم شكستن نيروى آنان را نداشت و احدى خيال مبارزه با آنان را در سر نمىپروراند . توبيخ عصيانگران هان ! به هوش باشيد كه دست از ريسمان اطاعت برگرفته‌ايد ، و با تجديد رسوم جاهليت دژ محكم الهى را درهم شكسته‌ايد ، خداوند بر اين امت منت گذارده . . .