الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
239
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
آنها را همين بس كه از طريق هدايت خارج ، و به گمراهى و كورى باز گشتند ، راه حق را سد كردند و در وادى حيرت و جهل فرو ماندند . خطبه - 182 از خطبههاى امام ( ع ) ( 353 ) ( 354 ) از « نوف بكالى » نقل شده كه : امير مؤمنان ( ع ) در « كوفه » بر روى سنگهائى كه « جعدة بن هبيرهء مخزومى » برايش نصب كرده بود ايستاد و اين خطبه را ايراد فرمود ، در حالى كه امام پيراهنى خشن از پشم بر تن و شمشيرش را با بندى از ليف خرما حمايل ، و در پاهايش كفشى از ليف خرما بود ، و در پيشانيش از اثر سجده پينه بسته بود . در اين خطبه چنين فرمود : ستايش خداوند ستايش مخصوص خداوندى است كه سر انجام خلقت و عواقب امور به او منتهى مىگردد ، او را بر احسان عظيمش ، و برهان روشنش ، و فراوانى فضل و منتش مىستائيم ، ستايشى كه حقش را اداء كند و سپاس شايستهء او را بجا آورد ، به ثوابش ما را نزديك سازد ، و موجب ازدياد نيكى و احسان او گردد ، و از او استعانت مىطلبيم استعانت كسى كه به فضل پروردگار اميدوار است ، به سودش آرزومند ، و از عدم زيانش مطمئن ، و به قدرت او معترف ، و با گفتار و كردار او معتقد است . به او ايمان داريم ايمان كسى كه با يقين كامل به او اميدوار است و با اعتقاد خالص به او متوجه و با ايمانى پاك در برابرش خضوع مىكند ، و مخلصانه به توحيد او عقيده دارد ، با تمجيد فراوان به بزرگداشت او مىپردازد و با رغبت و كوشش بسيار به او پناهنده مىشود . يكتائيش . . . او از كسى متولد نشده ، تا در عزت و قدرت شريكى داشته باشد ، و فرزندى به دنيا نياورده تا پس از وفات چيزى به ارث بگذارد . . .