الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
171
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
هر اميدى - جز اميد به خدا - نابجا ، و هر ترس مسلمى - جز ترس از خدا - نادرست است ( گروهى ) در مسائل مهم به خدا اميد دارند و در مسائل كوچك ببندگان خدا ! ، ولى اميدشان ببندگان ، بيش از اميدشان به خدا است ، اما چرا توجهشان به خدا كمتر است از توجهشان ببندگان ؟ آيا مىترسى در اظهار اميد به خدا دروغگو باشى ؟ يا او را شايستهى اميد نمىدانى ؟ و نيز ( اين گروه ) اگر از يكى از بندگان خائف باشند به اندازهاى احترامش مىكنند كه با خدا چنين رفتار نمىنمايند ، ترس از بندگان را « نقد » مىشمرند و خوف از خدا را وعدهاى دور از عمل ! ، آرى چنين است كسى كه دنيا در چشمش بزرگ جلوه نموده ، و موقعيت آن در قلبش بزرك قرار گرفته ، آن را بر خداى مقدم مىدارد ، از همه جا مىبرد و به دنيا مىپيوندد و سخت بردهء آن مىشود . پيامبر خدا ( ص ) كافى است كه روش پيامبر را سرمشق خويش قرار دهد ، و نيز او سر مشق تو است در بى ارزش بودن دنيا و رسوائىها و بدىهايش چه اين كه دنيا از او گرفته شده ، اما براى ديگران مهيا گرديد ، از پستان دنيا وى را جدا ساختند و از زخارف و زيباييهاى آن كنار رفت . اين موسى ( ع ) بود اگر بخواهى نفر دوم را موسى كليم ( ع ) معرفى ميكنم آنجا كه مىگويد : « پروردگارا : هر چه به من از نيكى عطا كنى نيازمندم » به خدا سوگند ( آن روز ) موسى غير از قرص نانى كه به خورد از خدا نخواست زيرا وى ( مدتى بود ) از گياهان زمين استفاده ميكرد تا آنجا كه . . . ( 304 . )