الشيخ حسين المظاهري

27

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى )

نمىآورند ، دريغ ! » از حالات پيامبر گرامى مىتوان درك كرد كه غصه‌ها داشت ، راز و نيازها داشت ، صبرها داشت و رنجها برد . « رسولى از ميان شما براى شما آمده است . لَقَدْجَائَكُمْ رَسُولَ مِن‌ْانُفُسِكُمْ عزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِاْلمُؤْمِنيِنَ رَئُوفٌ رَحِيمٌ « 1 » گران است براى او سركشى و لجاجت شما ، مشتاق است برشما كه شايد بتواند شما را هدايت كند ، و او نسبت به مؤمنان مهربان است . » 6 - از القاب آن بزرگوار ، متوكل است ؛ به اين معنى كه در امور به خدا اعتماد داشت نه به خود . و از دعاهاى آن بزرگوار است : اللَّهُمَّ لَاتَكِلْنيِ الي نَفْسيِ طَرْفَةَ عَيْن‌ٍابَداً ؛ يعنى : « اى خدا مرا يك آن به خويش نسپار ! » مىگويند : دشمن در جنگى آن حضرت را تنها در خواب يافت . شمشير بركشيد و بالاى سر او آمد . صدا زد و گفت : يا محمد ! چه كسى مىتواند تو را از دست من نجات دهد ؟ فرمود : خدا . اين جمله به قدرى كوبنده بود كه آن كافر لرزيد و هنگام پايين آوردن شمشير ، روى زمين افتاد . رسول‌گرامى برخاست و شمشير را برداشت و بالاى سر او رفت و فرمود : كى است كه تو را از دست من نجات دهد ؟ گفت : كرم و آقايى تو . رسول‌گرامى او را بخشيد . او اقدام به كارهاى مهم كه موفقيت آن از نظر افكار عمومى كم بود ، مىكرد و جز به خدا به كسى اعتماد نداشت . آن حضرت متوكل بود ، خدا را داشت ، از اين جهت همه‌چيز داشت . پيامبر ( ص ) اعتماد به خدا داشت نه به دنيا . رسول‌گرامى دنيا را پوچ

--> ( 1 ) - توبة ، 128